در باطن ؛ و خاتم ولايت مظهر او در ظاهر . و اين مقام كسى را منكشف مىشود كه برو واضح باشد كه روح محمدى را صلوات اللّه عليه و سلامه مظاهرست در عالم بصور انبيا و اوليا . و شيخ قدس اللّه سره در آخر باب چهاردهم از فتوحات آورده است كه « روح محمدى » را در عالم مظاهرست « 1 » و اكمل مظاهرش در قطب زمان و در افراد و در ختم ولايت محمديّه است و در ختم ولايت عامه كه عيسى است عليه السلام .
و ببايد دانست كه ولايت منقسم مىشود به مطلقه و مقيّده اعنى به عامه و خاصه ، از براى آنكه ولايت من حيث هى هى صفت الهيّه مطلقه است ، و از حيثيت استناد او به انبيا و اوليا مقيده ، و مقيد متقوّم به مطلق و مطلق ظاهر در مقيد . پس همه ولايت انبيا و اوليا جزئيّات ولايت مطلقه است چنان كه نبوت جميع انبيا جزئيات نبوت مطلقه است . چون اين معلوم شد بدانكه مراد شيخ از ولايت خاتم رسل ولايت مقيده شخصيّهء اوست و شك نيست كه نسبت اين
هامش
( 1 ) - دربند شانزدهم دفتر دل گفتهام :بود روح محمّد را مظاهر * در عالم ز اوّل آن تا به آخر
امام عصر آن قطب زمانست * كه با هر مظهرش اكمل از آنست
لذا او را رعيّت هست و منقاد * ز افراد و ز ابدال و ز اوتاد
همه بر گرد او هستند دائر * چو بر مركز مدارات و دوائر
در او جمع آمد از آيات كبرى * ز موسى و ز عيسى و ز يحيى
ز خضر و يونس و ادريس و الياس * امام عصر خود را نيك بشناس
امام عصر و مير كاروانست * هرآنچه خوانمش برتر از آنست
مرا چون نور خورشيد است روشن * كه عالم از وجود اوست گلشن
چو اسماى الهى راست مظهر * كه از ديگر مظاهر هست برتر
ترا باشد يكى قسطاس اقوم * كه قطب عالم است و اسم اعظم
سبل بر ديدگانت گشته چيره * كه خورشيد است در چشم تو تيرهرساله ما به نام « نهج الولاية » را كه مكرر به طبع رسيده است ، در اين مقام اهميت بسزا است .