تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نمىپذيرد « 1 » از براى آنكه رسالت و نبوت از صفات كونيهء زمانيّه است پس به انقطاع زمان نبوت و رسالت منقطع مىگردد ؛ و ولايت صفت الهيّه است و لهذا حق سبحانه و تعالى خود را
الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
خواند و در آيتى ديگر فرمود :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
لاجرم ولايت ازلا و ابدا انقطاع نمىيابد و هيچ احدى را از انبيا و اوليا امكان وصول نيست به حضرت الوهيّت مگر به واسطه ولايت كه باطن نبوت است . و اين مرتبه از روى جامعيّت اسم اعظم خاتم انبيا راست ؛ و از طريق ظهور او در شهادت به تمامى خاتم اوليا را ، پس صاحب او واسطه است در ميان حق و جميع انبيا و اوليا و هركه امعان‌نظر كند در جواز واسطه بودن ملك در ميان حق و انبيا ، هرآينه قبول تواند كرد وساطت مظهر باطن اسم جامع الهى را ، اعنى خاتم ولايت را كه از روى مرتبه عالىتر است از ملك بلكه فلك را زير خود كرسى نخواند ( نخواهد - خ ) ملك را پيش خود محرم نداند ، در ميان خلق و حق . و در قول شيخ قدس سره كه نبوت و رسالت را به تشريع تقييد كرد سرّيست و اين سرّ آن است كه نبوت و رسالت منقسم مىشود به قسمين : قسمى متعلق به تشريع و قسمى متعلق به إنباء از حقايق الهيّه و اظهار اسرار غيوب ؛ و از روى باطن امداد و ارشاد عباد به حضرت حق ، و القاى اسرار عالم ملك و ملكوت ، و كشف سر ربوبيّت كه مستتر است به مظاهر اكوان ، از براى قيام قيامت كبرى ، و ظهور آنچه حق موسوم گردانيده است آن را به ستر و اخفاء . فالمرسلون من كونهم أولياء لا يرون ما ذكرناه إلّا من مشكاة خاتم الأولياء ، فكيف من دونهم من الأولياء ؟ پس ارباب رسالت با وجود جمال ولايت و كمال جلالت چون مشاهدهء حق نمىكنند مگر از مشكات خاتم ولايت ؛ سائر اوليا به طريق اولى استفاضه به
هامش
( 1 ) - باب اول كتاب ما : « انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه » را در اين مقام ، حقا اهميت بسزا است . ( ط 4 - ص 73 - 104 )
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 201 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى