تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اين طايفه به خاموشى ديگرى نمىماند ( نمىنمايد ، خ ) چنان كه حضرت مولوى در مثنوى مىفرمايد : بيت :
من ز شيرينى نشينم روترش * من ز بسيارى گفتارم خمش
و هذا هو أعلى عالم باللّه ، و اين داناترين « علماى باللّه » است از آنكه شناساى عالىترين مراتب و مقامات است و در هر مقامى اعطاى حق آن مقام به تقديم مىرساند ، بيت :
گاه مهر خامشى بر لب نهد * گاه داد شرح اسرارش دهد نى مقالاتش ز حيرانى بود * نى سكوت او ز نادانى بود
و ليس هذا العلم إلّا لخاتم الرّسل و خاتم الأولياء ، و لا يراه ( و ما يراه - خ ) أحد من الأنبياء و الرّسل إلّا من مشكاة الرّسول الخاتم ، و لا يراه أحد من الأولياء إلّا من مشكاة الولىّ الخاتم ، حتى أنّ الرّسل لا يرونه متى رأوه إلّا من مشكاة خاتم الأولياء . يعنى اين علم حاصل نيست به اصالت مگر خاتم رسل و خاتم اوليا را از براى آنكه احاطه به جميع مقامات و مراتب و ادراك كلّى و جزئى و كثير و قليل و حقير و جليل آن و تمييز در ميان ايشان به اصالت دست نمىدهد مگر مظهر اسم اعظم و مجلاى آن را ظاهرا و باطنا و آن خاتم رسل و خاتم اولياست . و لهذا هيچ احدى از رسل و انبيا مشاهدهء حق و مراتبش نمىكنند مگر از مشكات رسول خاتم كه ممد همم و قدوهء طريق امم و مفتاح خزائن جود و كرم است ؛ چنان كه هيچ احدى از اوليا مشاهدهء جمال حق نمىكند مگر از مشكات ولى خاتم كه روح اللّه و كلمه ملقاة به مريم است ؛ حتى رسل نيز در حالت مشاهده از مشكات او بينند . و تدقيق و تحقيق مرام درين مقام آنست كه انبيا مظاهر أمّهات اسماى حق‌اند ؛ و اين امّهات داخل در حيطهء « اسم اعظم جامع » كه مظهر او « حقيقت محمديّه » است ، لهذا امت او نيز خير أمم ، و شهداى روز قيامت ، و حبيب إله مزكّى