ديد ؛ تا به غايتى كه بعضى ناظران در آينه گفتند كه صورت ميان چشم ناظر و آينه است نه در آينه ؛ و صورت مرئيّه حاجبست از رؤيت مرآت . بيت :
توئى حجاب خود ار نه ز دوست خالى نيست * به هر جهت كه نهى روى از نشيب و فراز
و هذا أعظم ما قدر ( قدر - معا ) عليه من العلم ، و الأمر كما قلناه و ذهبنا إليه .
يعنى اعظم امور در ابراز آئينه مدرج است و امر آنست كه ما گفتيم و بر آن رفتيم كه اين آئينه مثالى است كه حق سبحانه و تعالى نصب كرده است از براى تجلّى ذاتى تا هركس از اهل عالم در وى نظر اندازد و جز صورت خود نه بيند ؛ پس داند كه ذات الهيّه را ديدن ممكن نيست مگر در هنگام تجلّى اسمائى از وراى حجب نوريّه و صفاتيّه ، كما جاء فى الحديث : « سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر » « 1 » و امثال اين در احاديث بسيار است ، قال الشّاعر :
كالشّمس يمنعك اجتلاءك وجهها * و إذا اكتست برقيق غيم أمكنا
دلير در رخ خوبش نمىتوان نگريست * كه هم فروغ خود او را حجاب مىگردد
و قد بيّنّا هذا فى الفتوحات المكيّة .
شيخ در باب شصت و سيوم از فتوحات در معرفت بقاى نفس در برزخ ميان
هامش
( 1 ) - حديث از
جرير بن عبد اللّه است كه گفت : « خرج علينا رسول اللّه - ص - ليلة البدر فقال : انكم ترون ربّكم يوم القيامة كما ترون هذا لا تضامون فى رؤيته »
. شهرستانى در ملل و نحل بدين صورت نقل كرده است :
« انكم سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تضامون في رؤيته »
. نگارنده را رسالهايست به اسم « رسالة حول الرؤية » كه يكى از رسائل هشت رساله عربى است ، و اين حديث نخستين روايت آن رساله است كه به تفصيل در آن بحث شده است . ( هشت رساله عربى ط 1 - ص 159 ) .