تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
حصّه‌اى كه او راست از وجود مطلق و آن حصّه عين ثابتهء اوست ، پس صورت عين خود را بيند نه حق را ؛ و ممكن نيست كه او را بيند از براى تقيّد بنده و اطلاق حق و متعالى بودن او از صورت معينه حاضره . آرى :
حجاب طلعت جانان توئى تست اى نادان * حجاب از پيش برخيزد چو تو از خود شوى يكتا براى رحمت فردا مباش ( براى وعده فردا مباش - خ ) امروز در زحمت * اگر ديدار مىجوئى ز ديد خويشتن فرد آ
فأبرز اللّه ذلك مثالا نصبه لتجلّيه الذّاتى ليعلم المتجلّى له أنّه ما رآه . پس حق تعالى مثالى از براى تجلّى ذاتى ابراز كرد تا متجلّى له داند كه چه مىبيند و به زبان حال از آينهء جمال اين خطاب بشنود : بيت :
گرچه بسيارى به سر گرديده‌اند * خويش را بينند و خود را ديده‌اند هيچ‌كس را ديده بر ما كى رسد * چشم مورى بر ثريا كى رسد اى شده هم در جوال ( اى شده اندر جوال - خ ) خويشتن * مىپرستى هم خيال خويشتن كار بيرون است از تصوير تو * چند جنبانم بگو زنجير تو ؟
و ما ثمّة مثال أقرب و لا أشبه بالرّؤية و التّجلّى من هذا . و اجهد فى نفسك عند ما ترى الصّورة فى المرآة أن ترى جرم المرآة لا تراه أبدا البتّة حتّى أنّ بعض من أدرك مثل هذا فى صور المرايا ذهب إلى أنّ الصّورة المرئيّة بين بصر الرّائى و بين المرآة . و اينجا هيچ مثالى اقرب و اشبه به رؤيت و تجلّى ذاتى ازين مثال نيست زيرا كه اگر جهد كنى در آن حالت كه صورت در آينه مىبينى كه جرم آينه را بينى نتوانى