و اگر عين اين عبد مظهر اسم جامع الهى باشد عين رسول ، صلى اللّه عليه و سلم اطلاع او بر عين خويش عين اطلاع باشد بر جميع اعيان ، چه عين او محيط اعيان است چون احاطهء آن اسم كه اين عين مظهر اوست مر جميع اسماء را . و اگر قريب باشد به آن عين در احاطهء ، اطلاع او بر اعيان به حسب آن تواند بود . و اگر او را اصلا احاطه نباشد جز بر عين خويش مطلع نشود .
و هو أعلى فإنّه يكون فى علمه بنفسه بمنزلة علم اللّه به لأنّ الأخذ من معدن واحد و هو العين المعلومة .
و صاحب كشف بر علم خويش از آن قسم ديگر اعلاست چه علم او به نفس خود بهمنزله علم حق است به دو از آنكه اخذ اين هر دو علم از يك معدن است كه آن عين ثابتهء عبد است .
و فرق در ميان علمين آن است كه علم حق بدان عين لذاته است نه به واسطهء امرى ديگر ، و علم عبد به عين خويش و احوالش به وساطت عنايت الهى است در حق او چنان كه مىگويد :
إلّا أنّه من جهة العبد عناية من اللّه سبقت له هى من جملة احوال عينه الثابتة يعرفها صاحب هذا الكشف إذا أطلعه اللّه على ذلك .
يعنى اين قدر هست كه مشاهدهء عبد به طريق مكاشفه عين خويش را با جميع احوالش كما هى عنايتى است از سوابق عنايات الهى ، و عين اين عنايت نيز از جمله احوال عين ثابته است و صاحب اين كشف نيز چون به عنايت حق مطلع شود بر احوال عين ثابته خويش درمىيابد كه اين عنايت هم از جملهء مقتضيات احوال عين ثابتهء اوست ، لاجرم مىگويد : بيت :
هامش
- و عبارت را بدين صورت درآوردند : و مطلع شود بر جميع لوازم . بنابراين عليها در عبارت قيصرى بىترجمه و عبارت ناقص مىماند ، و « بر او » كه در ميان قلّاب اضافه كردهايم از نسخهها ساقط شده است .