تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
و اين اختصاص مر بنده را از حق به حسب عنايت سابقه است و حصول اين مرتبه متوجّهان درگاه و مسافران راه را دست نمىدهد مگر در سفر ثانى از اسفار اربعه كه عبارت است از سفر در حق به حق ، و از اهل نظر اين طايفه‌اند و واقف بر سرّ قدر اما همهء آن طايفه كه وصول يافته‌اند به حق و رجوع كرده به خلق مطلع نيستند بر اسرار قدر ، اگرچه خوارق عادات و غرائب حالات از ايشان به ظهور آيد كه عقل درّاك از ادراك آن به عجز و قصور اعتراف نمايد : و هم على قسمين : منهم من يعلم ذلك مجملا ، و منهم من يعلمه مفصّلا ، و الّذى يعلمه مفصّلا أعلى و أتم من الّذى يعلمه مجملا ، فإنّه يعلم ما فى علم اللّه فيه إمّا بإعلام اللّه إيّاه بما أعطاه عينه من العلم به . يعنى واقفان بر سرّ قدر بر دو قسم‌اند : يكى آنكه سرّ قدر را على طريق الاجمال مىداند و بعضى آنكه بر وجه ( بر طريق - خ ) تفصيل مىشناسد و آنكه مفصّلا مىداند اعلى و اتم است از آنكه مجملا مىداند ، چه عالم به تفصيل مىداند آنچه علم حق بدان متعلق است از احوال عين ثابتهء عبد . و اين علم شامل و معرفت كامل يا به اعلام حق باشد بنده را به آنچه عين او اعطا مىكند از علم بر آن طريق كه القا كند در روح و قلب بنده و او را خبردار سازد كه عين ثابتهء او اقتضا مىكند اين احوال معينه را بىآنكه مطلع گرداند بر عين ثابته‌اش به طريق كشف . و إمّا أن تكشف له عن عينه الثّابتة و انتقالات الأحوال عليها إلى ما لا يتناهى . يا حجاب از روى عين ثابته‌اش بردارد و بر طريان انتقالات احوال غير متناهيه بر آن عين ثابته بنده را اطلاع دهد تا مشاهدهء اين عين كند و مطلع شود [ بر او ] و بر جميع لوازم و احوال ملحقهء او على التّمام در هر مرتبه و مقام « 1 » .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى چنين است : فيشاهدها و يطّلع عليها و على لوازمها و احوالها التى يلحقها فى كل مقام و مرتبة . در بعض از نسخ ترجمه خوارزمى حرف واو را بعد از مطلع شود انداختند -