حضرت شيخ مىفرمايد كه طايفهاى ازين صنف كه علم ايشان از سؤال منع مىكند آن است كه يقين مىدانند كه علم حق به بنده در جميع احوال تابع است مر آن امر را كه عين ثابتهء عبد حالة الثبوت در غيب مطلق بر آن بود پيش از اكتسابى خلقت وجود عينى ؛ و به تحقيق درمىيابد كه علم حق سبحانه و تعالى به عبد بىشبهه و ريب حاصل است از عين ثابته او در غيب . و چون بنده اين معنى را دريافت كه آنچه از منافع مرا و را حاصل است و آنچه از مضارّ به دو و اصل هم ازوست حتى علم حق نيز تابع عين اوست ، هيچچيز از حق نتواند خواست . و بذوق بشناسد كه قبله مخاطبه عالم ربانى كرم اللّه وجهه در اين ابيات اوست « 1 » كه شعر :
دواؤك فيك و ما تشعر * و داؤك منك و ما تبصر
و تزعم أنّك جسم صغير * و فيك انطوى العالم الأكبر
و أنت الكتاب المبين الّذى * بأحرفه يظهر المضمر
بيت :
اى عين تو نسخهء كتاب اوّل * مشروح در آن صحيفه اسرار ازل
احكام قدر چو بوده در وى مدرج * حق كرده به احكام كتاب تو عمل
لاجرم بعضى از اهل شطح ازين مقام گويند : « الفقير لا يحتاج إلى اللّه تعالى » ، و در ميان اهل اللّه هيچ صنف اعلى از روى كمال و اكشف از طريق حال ، ازين صنف نيست . چه ايشان به حكم :
« موتوا قبل أن تموتوا »
حديد البصر و مكشوف الغطاء عن النّظر ؛ و مطّلع بر سر قدراند . و اين مشاهده حاصل نمىشود مگر بعد از فناى تام در حق و بقاى كلّى به بقاى ذات مطلق ، و بعد از تجلّى حقّ مرا و را به صفت علميّه تا از زمرهء راسخين در علم باشد . قال اللّه تعالى :
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ
هامش
( 1 ) - در پيش گفتهايم كه اين ابيات گفته على بن ابى طالب قيروانى است ، نه امام على بن ابى طالب - عليه السلام - و اشتراك در اسم سبب اين اسناد نادرست شده است .