تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
در قضاى سابق بر وجود ايشان ؛ و دريافتند كه آنچه از خير و شر و كمال و نقصان در ازل مقرر گشته از وصول آن چاره نيست ، لاجرم از تعب طلب استراحت كردند و اين علم منع كرد ايشان را از سؤال كردن چيزى از حق ؛ و باعث شد بر تطهير محلّ تجلّيات و ارادت كه قلب است از درن تعلقات به امور فانيّه و بر قطع علائق كونيّه تا آينه قلوب طاهرهء ايشان مجلّا گردد « 1 » و اعيان حقائق در وى پيدا آيد ، و قابل قبول واردات تجلّيات حق شود و وارد غيبى منصبغ به صبغ محل نگردد ؛ بلكه باقى باشد بر طهارتش تا ايشان را سبب غيبت از نفوس و إعراض از اغراض ، و فنا در حق و بقا به ذات مطلق تواند بود ، لاجرم : بيت :
انديشه را رها كن دل ساده شو تمام * چون روى آينه كه به نقش و نگار نيست چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها دروست * آن ساده‌رو ز روى كسى شرمسار نيست چون روى آهنى ز صفا اين هنر بيافت * تا روى دل چه يابد كو را غبار نيست گويم چه يابد او نه بگويم خمش به است * تا دل‌ستان نگويد كو رازدار نيست
و من هؤلاء من يعلم أنّ علم اللّه به فى جميع أحواله هو ما كان عليه فى حال ثبوت عينه قبل وجودها ، و يعلم أنّ الحقّ لا يعطيه إلّا ما أعطته عينه من العلم به و هو ما كان عليه فى حال ثبوته ، فيعلم علم اللّه به من أين حصل و ما ثمّة صنف من أهل اللّه أعلى و أكشف من هذا الصّنف ؛ فهم الواقفون على سرّ القدر « 2 » .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى چنين است : « لتكون مرآة قلوبهم طاهرة مجلوّة بحيث تظهر فيها اعيان الحقائق » ، خوارزمى « مجلوّة » را به « مجلّا » تعبير كرده است . ( 2 ) - در چند جاى اين كتاب ، از سرّ القدر و سرّ سرّ آن بحث شده است . سرّ قدر احكامى است كه بر اعيان ثابته مترتب است ، و سرّ سرّ قدر كه فوق سرّ قدر است اين است كه بدانى ممكنات بر اصل -