پس اگر سؤال موافق وقت باشد سرعت اجابت به حصول پيوندد و مسئول فى الحال دست دهد ؛ و اگر وقت حصول مسئول نرسيده باشد چون مطالب دنياويّه كه گاه اجابت آن متأخر مىگردد يا چون مقاصد اخراويّه يعنى حصول مسئول با وصول وقت مقدر گردد ، نه اجابت كه به معنى لبيك گفتن حق است كه به سمت تأخّر موسوم نيست چه در حديث صحيح آمده است كه :
« إنّ العبد إذا دعا ربّه يقول اللّه تعالى لبيك يا عبدى فى الحال من غير تأخّر عن وقت الدّعاء »
. و معنى لبيك از حضرت حق اجابت مسئول است فى الحال ؛ و ليكن ظهور آن موقوف است به وقت مقدّر ، بلكه حق سبحانه و تعالى القا نمىكند دعا و طلب را در دل بنده مگر از براى اجابت ؛ و به سرّ او پيوسته اين ندا در مىرساند كه نظم :
نى كه آن اللّه تو لبيك ماست * و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست
نى ترا در كار من آوردهام * نى كه من مشغول ذكرت كردهام
حيلهها و چارهجوئىهاى تو * جذب ما بود و گشاد آن پاى تو
ترس و عشق تو كمند لطف ماست * زير هر يا رب تو لبّيكهاست
جان جاهل زين دعا جز دور نيست * زانكه يا رب گفتنش دستور نيست
بر دهان و بر دلش قفل است و بند * تا ننالد با خدا وقت گزند « 1 »
پس بر مقتضى
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ *
، طلب هر طالب مشابه نيل مطلوب است و به حكم
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
، عشق هر محبّ نتيجه عشق محبوب . بيت :
اگر كسيت بگويد كه خواست فايده نيست * بگو كه خواست ازو خاست چون بود بيكار
اگر نخواست مرا پس چرام خواهان كرد * كه زرد كرد رخم را فراق آن رخسار
هامش
( 1 ) - ابيات از دفتر سوم مثنوى عارف رومى است .