مرادات است ؛ بلكه همت او مصروف به امتثال اوامر حضرت رفيع الدّرجات است ، بيت :
مرادش مراد نگارست و بس * مر او را غم عشق يارست و بس
رضا داده بر قهر و بر لطف يار * مر او را به فردوس و دوزخ چه كار
چه او مبرّاست از طلب غير حق ، و معرّاست از مشاهده غير جمال مطلق .
نه او را ميل مطالب دنياويّه ، نه رغبت مآرب اخراويّه ؛
بل نظره على الحقّ جمعا فى مقام وحدته و تفصيلا فى مظاهره ،
لاجرم گويد : بيت
دل من غير او نمىداند * چون همه اوست خود كرا داند
فإذا اقتضى الحال السؤال سأل عبوديّة ، و إذا اقتضى التّفويض و السّكوت سكت .
پس اگر حال مقتضى سؤال باشد سؤال لفظى از روى عبوديت و امتثال به تقديم رساند ، و اگر حال اقتضاى تسليم و سكوت كند ساكت شود و گويد بيت :
در بحر صفات پاك « 1 » ( صفات ذات - خ ) بىچون و چرا * كشتى صفتم فتاده نى دست و نه پا
ملّاح ارادت است بر من حاكم * گر وقفه و گر سير كنم در دريا
فقد ابتلى أيّوب « 2 » و غيره و ما سألوا رفع ما ابتلاهم الله به ، ثمّ اقتضى لهم الحال
هامش
( 1 ) - در بعضى از نسخهها به جاى پاك ، ذات است . ولى همان پاك درست است كه قيد بىچون و چرا است يعنى پاك بىچون و چرا در بحر صفات كشتى صفتم الخ .
( 2 ) - بدانكه سفراى الهى از هرچه انسان از آن تنفّر و اشمئزاز دارد منزهاند تا حجت بر مردم تمام باشد .
و ابتلاى حضرت ايّوب عليه السلام بدان نحو كه قصّاصان به امثال خود القاء مىكنند كذب و افتراء محض است و حق صرف اين است كه صادق آل محمد صلوات اللّه عليهم فرموده است :
ان ايوب عليه السلام ابتلى سبع سنين من غير ذنب و ان الانبياء عليهم السلام لا يذنبون لانهم معصومون
-