كه يكى تجلّى اوست بقدرت و ايجاد در عالم كبير ؛ و ديگر ظهور او به كمالات در عالم صغير . يا خود قبضتين ازين عالمين عبارت باشد تا مراد از دو قبضه صفات فاعليّت و قابليّت بود . پس در يك قبضهء او عالم است اعنى اعيان موجودات بر سبيل تفصيل ؛ و در قبضهء ديگرش آدم و ابناى او كه مشتملاند بر كلّ موجودات على الاجمال . و مراتب بنىآدم را در آدم بيان كرد كما فى الحديث :
« إنّ اللّه تعالى مسح بيده ظهر آدم و أخرج بنيه مثل الذّر . »
« 1 » الحديث .
يا معنى آن باشد كه بيان كرد مراتب ايشان را در حق و مقادير درجات ايشان را در ارتقاء به جناب مطلق .
و لمّا اطلعنى اللّه فى سرّى على ما أودع فى هذا الإمام الوالد الأكبر ، جعلت فى هذا الكتاب منه ما حدّ لى « 2 » لا ما وقفت عليه فإنّ ذلك لا يسعه كتاب و لا العالم الموجود الآن .
شيخ قدس اللّه سره مىگويد : چون حضرت الهى به فيض فضل نامتناهى مرا در سر من اطلاع داد بر آنچه وديعت نهاد درين امام والد اكبر كه آن آدم حقيقى است و مسمّى است به « روح محمدى » ، چه آدم ابو البشر « والد كبير » ، است . درج كردم درين كتاب از آنچه دانستم همان قدر كه تحديد و تقدير كرده شد نه آن قدر كه بر آن اطلاع يافتم ، چه كتاب از احاطهء آن قاصر است بلكه همه عالم كه حالى موجود است سعت احاطهء آن ندارد . بيت :
گردم فرو خواهد شدن زين راز نتوان زد دمى * خاموش كن خاموش كن تا برنجوشد عالمى
هامش
( 1 ) - نكته 309 هزار و يك نكته گويد : « عالم ذر چنانكه از روايات آن با تأييد و تسديد روايات ديگر و اصول براهين عقليه مستفاد است ، عبارت از فرقان كثرت از متن قرآن وحدت در قلب ليلة القدر است فافهم » .
( 2 ) - اشاره است بدانچه كه در ديباچه فصوص فرمود : « و جرّدت القصد و الهمة إلى ابراز هذا الكتاب كما حدّه لى رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - من غير زيادة و لا نقصان » .