تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
سازيد آنچه ظاهرست از شما كه آن جسد است با نفس منطبعه مر پروردگار خود را ، يعنى نسبت كنيد نقايص را با نفس خويش تا وقايهء ربّ خود باشيد در ذم ؛ و آنچه از شما باطن است و آن روحى است كه تربيت شما مىكند وقايهء خويش سازيد در حمد يعنى نسبت كنيد كمالات را به ربّ خود چنان كه حق سبحانه و تعالى از زبان ملائكه خبر مىدهد كه :
سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
چه أمر ذم است و حمد . پس شما وقايهء او باشيد در ذم ، و او را وقايه خود سازيد در حمد تا سلوك مسالك ادب و ابتهاج مناهج علم به تقديم رسانيده باشيد و در نسبت كمالات به حق شما را از ظهور إنّيات و تقيد به قيد هستى خلاصى دست دهد و شيطان را بر شما سلطانى نباشد . آرى بيت :
علّتى بدتر ز پندار كمال * نيست در جان تو اى مغرور ضال
و شيخ در حكمت قدريه مىگويد : « لا قدرة و لا فعل إلّا للّه خاصّة » . لاجرم سرمايهء هر كمال و پيرايه هر جمال اوست ؛ بلكه اگر تحقيق كنى ، بيت :
نسبت فعل و اقتدار به ما * هم از آن روى بود كو ما شد
خواجه قدس اللّه سره مىفرمايد كه . بيت :
در چشم تو گرچه شكل بسيار آمد * چون درنگرى يكى به تكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست * ز آنست كه حق به ما پديدار آمد
ثمّ إنّه تعالى اطلعه على ما أودع فيه و جعل ذلك فى قبضتيه : القبضة الواحدة فيها العالم ، و فى القبضة الأخرى آدم و بنوه و بيّن مراتبهم فيه . يعنى بعد از آنكه حق سبحانه و تعالى آدم را ايجاد كرد و متّصف گردانيد به صفات خويش ( خويشتن - خ ) و علم خلافت او بر سر ملك برافراخت ، او را مطلع ساخت بر آنچه در حقيقت او از اسرار الهيّه و معارف حقيقيّه وديعت نهاد . كما قال اللّه تعالى :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ
و اين مودع را در دو قبضهء خويش گرفت