عون عنايت الهىّ مرا احاطه به اسرار نامتناهى حاصل است كه مودع است در آدم عليه السلام ، اما چون حركات و سكنات و اقوال و افعال من به امر حق و ارادت اوست اگر به اراده نفس خويش خواهم كه چيزى بر آنچه او تعيين كرده است زياده كنم غيرت الهيّه مرا منع كرده نمىگذارد كه بر آن اقتدار يابم آرى بيت :
گرچه داناست نام من ليكن * تا نگويد بدان ، نمىدانم
و از براى اين معنى حضرت پروردگار غيور در مخاطبهء حبيب خويش مىفرمايد :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
*
إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ
*
إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ
.
بيت :
اسرار بىنهايت در سينه گرچه دارم * غيرت نمىگذارد تا من نفس برآرم
و خداى است توفيقدهنده كه غير او پروردگارى نيست . بيت :
اين همه گفتيم ليك اندر بسيج * بىعنايات خدا هيچيم هيچ
بىعنايات حق و خاصان حق * گر ملك باشد سياهستش ورق
و اللّه المرشد .
و من ذلك :