تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
جسمانيّت كه بدين مجموع آدم استحقاق خلافت يافت ، چه به نشأت روحانيّت آخذ است از حق و به نشأت جسمانيّت مبلّغ است به خلق و كمال دولت بدين مجموع است كه استفاضه و افاضت بىمناسبت متصوّر نيست و لهذا قال تعالى :
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
يعنى اگر رسول را ملك ساختمى هرآينه به صورت بشر فرستادمى تا به حكم مجانست تبليغ امر من كردى . فآدم هو النّفس الواحدة الّتى خلق منها هذا النّوع الإنسانى . يعنى چون دانستى كه آدم كه خليفه است بر عالم و مدبر اوست . پس آدم در حقيقت نفس واحده است كه عقلش خوانند و آن روح محمّدى است در حقيقت كه ظاهر مىگردد درين نشئت عنصريّه كه : « أوّل ما خلق اللّه نورى » اشارت است بدان ، « و كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » ، عبارتست از آن . و نوع انسانى بلكه جميع انواع مخلوق است از آن نور . و تحقيق سخن آن است كه حقيقت انسانيّه را در جميع عوالم مظاهرست . پس مظهر اول او در عالم جبروت روحى است مسمّى به عقل اول ، پس آدم اوّل اوست و حوّا نفس كلّيّه است كه از پهلوى چپ آدم مخلوق است . و مراد ازين جانب أيسر جانبى است كه « يلى » خلق است و يمين او جانبى است كه يلى حق است . و در « عالم ملكوت » نفس كلّيّه است كه در اجسام است ، و در عالم ملك آدم ابو البشر است . و مراد اينجا از آدم عالم جبروت و ملكوت است كه خليفه است ازلا و ابدا . اما در فتوحات كه مىفرمايد : « أول موجود ظهر من الأجسام الإنسانيّة كان آدم عليه السّلام » . مراد آدم عالم ملك است . كه ابوالبشرش خوانند . و هو قوله تعالى :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً »
. يعنى آنچه ذكر كرديم معنى اين آيت است كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد