تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مىگويند ؛ و بشناسد كه هر چيز در مراتب نقصان نيز مسبّح حقّ است ، چنان كه در مراتب كمال . چه نقصان او از وجهى كمال است ، نمىبينى كه « توّاب » و « شديد العقاب » و « عفوّ » و « رحيم » و « منتقم » و « قهار » و امثال اين اقتضا مىكند مخالفت و گناه را چون اقتضاى ربّ مربوب و رزّاق مرزوق را « 1 » . پس حكمت الهيّه اقتضا كرد ظهور مخالفت را از انسان تا ظاهر شود ازو مرحمت و غفران ، چنان كه در حديث قدسى آمده است : « لو لم تذنبوا لذهبت بكم و خلقت خلقا يذنبون و يستغفرون فاغفر لهم » يعنى اگر شما گناه نمىكرديد شما را مىبردم و خلقى ديگر مىآوردم تا گناه مىكردند و استغفار مىنمودند تا برايشان ( تا بديشان - خ ) مغفرت مىكردم كه آينهء جمال‌نماى مغفرت من گناهكارى شماست . و همچنين مخالفت امر در ظاهر از براى موافقت ارادت است در باطن ، از آنكه هريك ، عمل به مقتضاى اسمى مىكند كه ربّ اوست . پس او در حالت مباشرت معصيت در عين طاعت ربّ خويش است . خواجه قدس سره مىفرمايد بيت :
گر نيك ( گر پيك - خ ل ) وجودم از افاضهء جودم * من خود نشدم كرد خدا موجودم كردم به خلاف امر معبود عمل * ليكن تبع ارادت معبودم
و همچنين گناه مقتضى انكسار است از خجلت ، و مستلزم افتقار به رحمت ، و مستدعى اميد به مغفرت ؛ و عدم گناه غالبا مقتضى عجب است
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى چنين است : الا ترى أن التوّاب و الغفّار و العفو و الرءوف و الرحيم و المنتقم و القهار و امثالها تقتضى المخالفة و الذنب كاقتضاء الرب المربوب و الرزاق المرزوق ( ص 78 ط 1 ) . در ديوان راقم آمده است :غافر و تائب آمدند طالب مذنب از ازل * بىشمر اسم حق همى اين سمت اقتضا كند
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 128 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى