تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
آورده است كه نمىبينى كه حيوان جسم حسّاس متحرّك بالاراده است ؛ و جسم آنكه او را طول و عرض و عمق باشد . پس حيوان ذاتى است كه اين اعراض در او مجتمع شود با حسّ و حركت اراديّه . پس چنان كه به اجتماع اين اعراض در ذات معيّنه حيوان متحقق گردد و هرگاه كه منضمّ شود بدين اعراض ، اعراض ديگر چون نطق و صهيل مسمّى گردد به انسان و فرس . پس ذات واحده به اعتبار صفات متكثّره جواهر متكثّره گشته است و اصل همه ذات الهيّه است كه صفاتش غير ذات او نيست . و لم تزل عن كونها معقولة فى نفسها فهى الظّاهرة من حيث أعيان الموجودات كما هى الباطنة من حيث معقوليّتها . يعنى با وجود آنكه اين امور كلّيّه در خارج عين اعيان موجوده است ، در نفس خويش امور معقوله است و زائل نمىشود از معقوليّت . پس اين امور ظاهره است بدان اعتبار كه عين اعيان موجوده است و آثار او پيداست ؛ و باطنه است به اعتبار آنكه معقوله است و به نفس خويش اعيان ندارد در خارج : فاستناد كلّ موجود عينىّ لهذه الأمور الكلّيّة التى لا يمكن رفعها عن العقل ، و لا يمكن وجودها فى العين وجودا تزول به عن أن تكون معقولة . پس موجودات عينيه مستند باشند مر اين امور كلّيّه را كه رفع اين امور از عقل ممكن نيست و وجود اين امور در عين چنان كه زائل شوند از معقوليّت هم ممكن نيست . و سواء كان ذلك الموجود العينىّ موقتا او غير موقت إذ نسبة الموقت و غير الموقت إلى هذا الأمر الكلّى المعقول نسبة واحدة . يعنى موجودات در محكوم بودن و متأثر گشتن ازين امور كلّيّه برابرند ؛ خواه از اين موجود مقترن به زمان باشد چون مخلوقات ؛ و خواه غير مقترن بود چون مبدعات روحانيّه و جسمانيّه چه اقتران به زمان و عدم اقتران از استناد مامور كلّيّه اخراج نمىكند از آنكه نسبت موقت و غير موقت در وجود و كمالات بدين امور
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 131 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى