تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
نشأت ايشان است و تسبيح گفتند حق تعالى را بدان اسماء و تقديس كردند و ندانستند كه حق را عزّ اسمه اسمائيست كه علم ايشان بدان اسماء و اصل نيست ، پس بدان اسماء تسبيح نگفتند يعنى تنزيه از نقايص حدوث و امكان نكردند و تقديس ننمودند يعنى از نقايص حدوث و امكان و از كمالات لازمه به اكوان تنزيه نكردند ، پس غالب شد بر ملائكه آنچه ما ذكر كرديم از عدم وقوف به آنچه تقرير آن به تقديم رسيد و حكم كرد بر ايشان اين عدم وقوف ، پس از آنجا كه نشأت ايشان است گفتند :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
؟ بيت :
ملائك چو ديدند او را بشر * از آنش نمودند نسبت به شرّ
و ليس إلّا النّزاع و هو عين ما وقع منهم فما قالوه فى حقّ آدم هو عين ما هم فيه مع الحقّ . يعنى نيست اين قول ايشان در حق آدم به غير منازعت و مخالفت مرا مر حقّ را و اين عين نزاعيست كه واقع شد از ايشان با حق ، پس آنچه او را در حق آدم گفتند ايشان در عين آن بودند با حق و ندانستند كه ، بيت :
ديد عيب ديگران هم هست عيب * اى خوشا چشمى كه بينا شد به غيب ديده سوى غيب اگر بينا شود * عيب‌ها اندر نظر زيبا شود
آرى : بيت
نيك و بد در نظر عقل بود عاشق شو * كآنچه دلبر كند آن را همه زيبا بينى
فلو لا إنّ نشأتهم تعطى ذلك ما قالوا فى حقّ آدم ما قالوه و هم لا يشعرون . پس اگر نشأت ايشان حجاب از معرفت مرتبهء آدم نشدى ، نگفتندى در حق آدم عليه السلام ، آنچه گفتند و حال آنكه ايشان نمىدانند كه استعدادات و ذوات ايشان اقتضا مىكند آنچه او را به آدم نسبت كردند از نقصان . كما قيل : كلّ إناء يترشّح بما فيه . ع . از كوزه همان برون تراود كه دروست « 1 » .
هامش
( 1 ) - مصراع يك رباعى از بابا افضل كاشى است .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 123 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى