شيخ شرف الدين داود قيصرى قدس اللّه سره درين معنى مىفرمايد . شعر :
تعلّم من العينين إن كنت عاقلا * شهود جمال الغير عند التّواصل
و لا تك كالطّاوس يعشق نفسه * فيبقى ملوما عند كلّ الكوامل
مرا نيز در حجله دماغ ، چنين عروسى پرزروزيور است و در باغ طبع همچنين طاوسى جلوهگر ، و آن اينست : بيت :
اگر حيات ابد را طلب كنى چون خضر * قبول كن نفس اهل دل كه جان دارد
تو نيستى بگزين و فنا شو از هستى * كه هركه گشت فنا عمر جاودان دارد
چو آفتاب ، كمال كسى شود ظاهر * كه فضل خويشتن از مردمان نهان دارد
چو در مقابله مه با كمال خود نازد * پسند خويشتن او را بسى زيان دارد
و گر بوقت قران چون قرين عجز آمد * ببين چه پايه كمال از پى قران دارد
زديد خويش بپرهيز و فضل خلق ببين * اگر دلت طمع فيض بىكران دارد
ببين كه مردم ديده چو خويشتن كم ديد * درون ديدهء اهل نظر مكان دارد
فإنّ الملائكة ، لم تقف مع ما تعطيه نشأة هذه الخليفة و لا وقفت مع ما تقتضيه حضرة الحقّ من العبادة الذّاتيّة .
يعنى سبب وقوع ملائكه درين توبيخ آنست كه ايشان ثبات نورزيدند و وقوف ننمودند بدانچه اعطاى آن مىكرد نشأت اين خليفه از تهليل و تسبيح و كمالى كه لايق روحانيّت اوست بلكه تعدّى مىنمودند و استمداد نكردند از آن خليفه كه