و شيخ صدر الدين قونوى ، قدس سره ، در مفتاح الغيوب ، آورده است : از علامات كمال آن است كه قادر باشد بر احياء و اماتت « 1 » .
و اطلاق صورت بر بارى تعالى مجازى است « 2 » ( مجاز است - خ ) چه استعمال او بر وجه حقيقت در محسوسات است . پس در معقولات مجاز باشد نزد اهل ظاهر . امّا بعضى محققان حقيقت دانند و گويند جميع عالم صورت حضرت الهيّه است تفصيلا و انسان كامل صورت اوست جمعا : بيت :
هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آن كس است كان نقش آراست
درياى كهن چو بر زند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
و حضرت مولوى قدس سره از لسان حقيقت مىفرمايد . بيت :
به هر طرف نگرى صورت مرا بينى * اگر به خود نگرى ما سواى آن شر و شور
هامش
( 1 ) - آن جناب - اعنى صدر الدين قونوى در آخر كتاب مفتاح الغيب ، و شارح آن علّامه ابن فنارى در مصباح الانس در خواص انسان كامل بتفصيل بحث فرمودهاند ( مصباح الانس - ط 1 - چاپ سنگى رحلى - ص 279 - 339 ) .
در قصيدهاى كه به حضرت وصيّ امام امير المؤمنين على عليه السلام خطاب نمودهام گفتهام :بركنى در ز قلعه خيبر * نه به زور غذاى جسمانى
دست پاكت نكرد مسّ او را * دور اندازيش به آسانى
تا چهل ارش قذف كرد او را * همّت و عزم نفس نورانى
كامل آنست اماته و احياء * يا كه قذفى نمايد اينسانى
او خليفه است همچو مستخلف * بايدش بود آنچه زو دانى
تا قيامت كم است ار گويد * كاملى شرح فعل نفسانى( 2 ) - در بيان اين امر به « سرح العيون في شرح العيون » ( ط 1 - ص 53 ) ، و به درس صد و چهل و هفتم دروس معرفت نفس ( دفتر سوم - ط 1 - ص 519 ) در معانى صورت رجوع شود .