و تسعون لأهل الآخرة »
. هركه امعان نظر درين مقام كند هرآينه عظمت « انسان كامل » و جلالت قدر او بر وى پوشيده نماند بيت :
جوهر است انسان و چرخ او را عرض « 1 » * جمله فرع و پايهاند و او غرض
ظاهرش را پشهاى آرد به چرخ * باطنش باشد وراى هفت چرخ
بحر علمى در نمى پنهان شده * در سه گز تن عالمى پنهان شده
نائب حق است و نائب با منوب * گر دو پندارى قبيح آيد نه خوب
فظهر جميع ما فى الصّورة الإلهيّة من الأسماء في هذه النشاة الإنسانيّة فحازت رتبة الإحاطة و الجمع بهذا الوجود ، و به قامت الحجّة للّه تعالى على الملائكة .
يعنى چون از انسان خليفه پرداخت و او را بر خزانهء دنيا و آخرت خاتم ساخت ، همه آنچه در صورت الهيّه بود از اسماء ظاهر شد در نشأت انسانيّه كه جامع است در ميان نشأت عنصريّه و روحانيّه ؛ و جميع كمالات بالفعل در او به ظهور پيوست .
هامش
( 1 ) - بيتى از دفتر پنجم مثنوى عارف رومى است ، و در بعضى از نسخ مصراع دوم بدين صورت است :« جمله فرع و سايهاند و تو غرض ». و بيت دوم از دفتر چهارم آنست بدين صورت :« ظاهرش را پشهاى آرد به چرخ * / باطنش باشد محيط هفت چرخ ». و بيت سوم نيز از دفتر پنجم پس از چند بيتى از بيت نخستين است . و بيت اخير در شرح « آل » در خطبه كتاب بدين صورت از دفتر اول مثنوى نقل شده است :نى غلط گفتم كه نايب با منوب * گرد و پندارى قبيح آيد نه خوب