تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
« اسم اعظم » و رابطهء تربيت عالم است . پس هيچ معنىاى از معانى از باطن به ظاهر بيرون نيايد مگر به حكم او ، و هيچ‌چيز از ظاهر به باطن نه برآيد مگر به امر او . اگرچه اين كامل در حالت غلبهء بشريّت نداند « 1 » ؛ لاجرم او برزخ است در ميان بحرين و حاجز بين العالمين و قول او سبحانه كه مىفرمايد :
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ
، اشارت است بدين . آرى ، بيت :
جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چه‌اى هرچه هستى توئى
أ لا تراه إذا زال و فكّ من خزانة الدّنيا لم يبق فيها ما اختزنه الحقّ تعالى فيها و خرج ما كان فيها و التحق بعضه ببعضه ، و انتقل الأمر إلى الآخرة فكان ختما على خزانة الآخرة ختما أبديّا . تعليل و استشهاد است مر آن قول را كه عالم محفوظ است مادام كه انسان كامل در اوست . نه مىبينى كه چون زائل گردد و مفارقت كند از خزانهء دنيا و انتقال كند به آخرت و در افراد انسانيّه كسى نماند كه متّصف باشد به كمال او ، و قائم مقام تواند بودن ، منتقل شود با او خزائن الهىّ به سوى آخرت ، چه مجموع كمالات دايم و محفوظ نبود مگر به وجود او . چون او منتقل شود در خزانهء دنيا نماند آنچه از كمالات حق تعالى در خزانهء عالم نهاده بود ، چه حافظ وجود خزائن او بود ؛ و تجلّى حق كه موجب بقاست بر عالم دنيوى جز به واسطهء او نبود . لاجرم بانتقال او منقطع شود از عالم امدادى كه موجب بقاى وجود و كمالات اوست . پس منتقل شود دنيا در حالت انتقال او و بيرون آيد آنچه در خزانهء دنيا بود از كمالات و معانى . پس سما را انفطار و كواكب را انتثار و ارض را اندكاك و جبال را تسيير و شمس را تكوير طارى شود ، و دنيا زوال پذيرد « 2 » ، و دار آخرت به نقل خليفه سوى او زيب و زيور عمارت گيرد ؛ و آنچه در ظاهر
هامش
( 1 ) - و لكن إذا شاء أن علم علم . ( 2 ) - حقيقت امر چنانست كه در رساله « رتق و فتق » تحقيق كرده‌ايم . ( آيت حسن - ط 1 - ص 29 ) .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 114 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى