سائر آمده است كه أطيب الطّيب عناق الحبيب ، يعنى اطيب طيب آنست كه در مىيابد محب از معانقهء حبيب ، چه در او رايحهء عين و حقيقت خويش مىيابد .
و لمّا خلق عبدا ( و لما خلق رسول اللّه ( ص ) عبدا - خ ) بالأصالة لم يرفع رأسه قطّ إلى السّيادة ، بل لم يزل ساجدا واقفا مع كونه منفعلا حتّى كوّن اللّه عنه ما كوّن .
فأعطاه رتبة الفاعليّة فى عالم الأنفاس الّتى هى الأعراف الطّيّبة . فحبّب إليه الطّيب : فلذلك جعله بعد النّساء .
چون رسول عليه السلام بنده مخلوق شد به اصالت ، هرگز سر نبرداشت به سوى سيادت از براى مراعات آنچه اقتضا مىكند عين ثابتهء او از عبوديّت ذاتيّهء خالصه از تعيين و تقييد ، و از براى حفظ ادب در حضرت الهيّه ؛ بلكه زائل نشد از سجدهء حضرت رب از براى تذلّل و وقوف جست در مقام عبوديّت و مرتبهء انفعاليّت تا ايجاد كرد حقّ سبحانه و تعالى از روح او جميع ارواح و مظاهرش را چنان كه در حديث آمده است كه حق سبحانه و تعالى چون عقل را بيافريد گفت اقبال كن اقبال كرد ، و به ادبار امر كرد امتثال نمود . حق سبحانه و تعالى گفت به عزّت و جلال خود كه با تو گيرم و با تو بخشم . و با تو ثواب دهم و با تو عقاب كنم الحديث .
و مراد از عقل مذكور در حديث « نور محمدى » است كه گفت
« أوّل ما خلق اللّه تعالى نورى »
، لاجرم حق تعالى او را رتبهء فاعليّت داد به اينكه خليفهء عالمش ساخت و متصرّف گردانيد در وجود عينى تا هريكى را از اهل عالم كمالى كه لايق اوست عطا داد .
و چون سخن شيخ در طيب بود اين فاعليّت را تصرّف در عالم انفاس داشت و گفت انفاس كه اعراف طيّبه است محبوب رسول گشت و لهذا بعد النساء ذكر كرد .
و مراد از « عالم انفاس » « عالم ارواح » است كه مؤثراند به انفاس در وجود ظاهرى .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1096
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص١٠٩٦