تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1095

مساهمون:

ص١٠٩٥
است در ميان هر دو ، چون آدم در ميان ذات كه موجود است از او ، و در ميان حوا كه موجود است از آدم . و اگر خواهى به‌جاى ذات صفت گوى كه آن نيز مؤنث است ؛ و اگر خواهى قدرت گوى كه آن نيز مؤنث است . پس بر هر مذهبى كه باشى تأنيث را مقدّم مىيابى حتى نزد اصحاب علّت كه حق را علّت وجود عالم داشته‌اند كه علّت نيز مؤنث است . حاصل كلام آنست كه شيخ قدّس اللّه سرّه اشارت مىكند به لسان ذوق كه خاتمه نظير سابقهء ازليّه است . چه آدم حقيقى غيبى و آدم شهادت هريكى مذكر است ؛ و واقع ميان مؤنث غير حقيقى كه لفظ ذات است و مؤنث حقيقى كه آن حوا است . پس اگر ذات تعبير كنى به حقيقت اصليّه و عين الهيّه ، حال در حكم تأنيث همان است . و اگر صفت را كه قدرت است مثلا سبب وجود آدم دارى ، و صفت را مغاير ذات‌شناسى همچنان‌كه مذهب متكلّمين است ؛ يا عين ذات دارى چنان كه مذهب حكماست ، يا ذات را من حيث هى هى بىاعتبار صفت علّت وجود عالم دارى ، حكم در تأنيث بر همان نهج است كه مذكور شد . و چون رسول صلى اللّه عليه و سلم افصح فصحاى عرب و عجم ، و اعلم علماى اهل عالم بود اشارت كرد در كلام خويش به كيفيتى كه حال وجود بر آنست تا تنبيه باشد اهل ذوق و شهود را . و أمّا حكمة الطّيب و جعله بعد النّساء فلما فى النّساء من روائح التّكوين ، فإنّه أطيب الطّيب عناق الحبيب . كذا قالوا فى المثل السائر . امّا حكمت طيب و ذكر بعد از نساء از براى آنست كه در نساء روايح تكوين اصل عالم است چه مرأة را رتبهء امومت است كه وجود اولاد به واسطهء آن رتبه است ؛ و صاحب كشف إشمام روايح وجود اولاد مىكند در وى و ادراك مىكند به ذوق شم ، و لهذا بعد از ذكر نساء آورد و اين رايحه الذّ روايح است ؛ و در مثل
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1095 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى