و مراد از « اعراف » « روايح وجوديّه » است مر اعيان ازليّهء علميّه را .
و چون ارواح مبادى موجودات شاهديّهاند كه ايشان را حمل مىكند طبيعت كلّيّهء روحانيه موصوف گشت به اعراف طيّبه ؛ و چون اين روايح حاصل بعد از وجود طبيعت است كه أم است به نسبت با كلّ ، طيب را بعد از نساء ذكر كرد .
فراعى الدّرجات الّتى للحقّ فى قوله
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ
لاستوائه عليه باسمه الرّحمن .
يعنى رعايت كرد رسول صلى اللّه عليه و سلم در اين ترتيب درجات الهيّه را كه حق راست چنان كه در
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ
اشارت است بدانچه ، آنچه اوّل از علم به عين آمد « عقل اول » است كه « آدم حقيقى » اوست ؛ بعد از آن « نفس كلّيّه » كه نفوس ناطقه ازو بوجود آمدند كه آن « حوا » ست ؛ بعد از آن « طبيعت » كه به واسطهء او فعل و انفعال در اشيا ظهور يافت ؛ بعد از آن « هيولاى حسيّه » ؛ بعد از آن « فلك اطلس » كه « عرش كريم » است ؛ بعد از آن « كرسى » ؛ بعد از آن اثيريات و عنصريات از سماوات و ارض ؛ بعد از آن « مواليد ثلاث » كه ملك و ملكوت بدين تمام شد و همه اين حقائق درجات الهيّه و مراتب رحمانيّه است كه متقدّم است بر وى « نفس كلّيّه » ، و به تنزّل به مرتبه حسيه حاصل مىشود استواء به « روح محمدى » كه مظهر رحمانى است و اوست كه مستوى است بر عرش . پس رحمت او شامل باشد همه عالميان را كما قال تعالى
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
.
فلا يبقى فيمن حوى عليه العرش من لا تصيبه الرّحمة الإلهيّة : و هو قوله تعالى
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
.
يعنى نيست در هرچه اين اسم رحمانى و مظهرش كه عرش است احاطه كرده است از موجودات آنكه اين رحمت رحمانيّه به دو نرسيده باشد . و اين رحمت چون وجود است و رزق و امثال اين از نعم ظاهره و باطنه ، از براى اين معنى حق سبحانه و تعالى فرمود « رحمت من همه چيز را احاطه كرده است » و چون عرش