دوست داشت كه قابلات تأثير و انفعالاند . لاجرم نساء رجل را به منزلهء طبيعتاند مر حقّ را كه درين طبيعت فتح كرد صور عالم را به توجه ارادى و امر الهى كه آن نكاح است در عالم صور عنصريّه و همّت است در عالم ارواح نوريّه و ترتيب مقدّمات در معانى از براى انتاج و هريك نكاح فرديّت اولى است در هر وجهى ازين وجوه .
و شرح اين مقال آنست كه اول نكاحات اجتماع آسمانى است ايجاد عالم ارواح و صورش را در نفس رحمانى كه آن صور مسمّاست به طبيعت كليّه ، بعد از آن اجتماع ارواح نوريّه از براى ايجاد عالم اجسام طبيعيهء عنصريّه ، بعد از آن اجتماعات آخر كه منتجاند مولدات ثلاث و لواحقش را ، و از براى آنكه اجتماعات اسمائيّه و اجتماعات ارواح نوريّه و اجتماعات معانى منتجه مر نتائج معنويه را در براهين داخل نيستند در زمان ، هريكى را از قبيل نكاح فرديّت اولى داشت كه ذات احديّت و اسماى الهيّه و طبيعت كليّه است در مرتبهء وجوديّه .
و اجتماعات آخر كه به سبب مواليد است آن از نكاحات ثانيه و ثالثه است تا منتهى شود به نكاح رابع كه آن آخر نكاحات كليّه است .
و چون تأثير ارواح نوريّه به توجه و همّت است و تأثير مقدّمات به ترتيب خاص ، شيخ فرمود : همّت در عالم ارواح و ترتيب مقدّمات در عالم معانى و همه از تفاريع نكاح اولاند و داخل در وى بر وجهى از اين وجوه ثلاثه كه نكاح در صورت عنصريه است و همت در عالم ارواح و ترتيب مقدمات در عالم معانى .
فمن أحبّ النّساء على هذا الحدّ فهو حبّ إلهىّ ، و من أحبهنّ على جهة الشّهوة الطّبيعيّة خاصّة نقصه علم هذه الشّهوة ، فكان صورة بلا روح عنده ، و إن كانت تلك الصّورة فى نفس الأمر ذات روح و لكنّها غير مشهودة .
پس هركه نساء را بدين حدّ دوست دارد اعنى علمش به حقيقت محبوب شامل باشد و اصل انوار او را بشناسد كه از كجاست حبّ او حبّ الهى باشد
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1087
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص١٠٨٧