التذاذ از غير اعتقاد آن مىكند كه لذّت از حقّ مىيابد ، كه در اين صورت ظاهر است و خود را مشغول با حق مىبيند نه به غير ، لاجرم بر اين تقدير موجب غيرت نباشد ؛ و لكن چون اين صورت متعيّنه ممتاز است از مقام جمعى كمال الهى و متسم به سمت حدوث و ملطخ به انجاس و نقائص ، حق بر وى ايجاب غسل كرد تا مطهّرش سازد از آلايش نقائصى كه به واسطهء توجه به سوى آن صورت اكتساب كرده است و لهذا فرمود :
فطهّره بالغسل ليرجع بالنّظر إليه فيمن فنى فيه ، إذ لا يكون إلّا ذلك .
پس بنده را به غسل طاهر ساخت تا رجوع كند به سوى حقّ و به امعان نظر و اجالت بصر مشاهده كند حقّ را در آنچه خود در وى فانى شده است كه آن مرأة است زيرا كه از رجوع چاره نيست و از شهود ذاتش گزير نى . پس اگر رجوع به سوى او در حيات دنياويّه حاصل شود شهود در وى باشد و الّا حاصل گردد در آخرت .
فإذا شاهد الرّجل الحقّ فى المرأة كان شهودا فى منفعل ، و إذا شاهده فى نفسه من حيث ظهور المرأة عنه شاهده فى فاعل .
پس هرگاه كه مشاهدهء حق كند در مرأة شهود او در منفعل باشد چه مرأة محل انفعال است ؛ و اگر مشاهدهء حقّ كند در نفس خود و مشاهده كند كه مرأة از نفس او ظاهر شده است مشاهد حقّ باشد در صورت فاعل .
و إذا شاهده فى نفسه من غير استحضار صورة ما تكوّن عنه كان شهوده فى منفعل عن الحقّ بلا واسطة .
و چون مشاهدهء حقّ كند در نفس خويش بىآنكه ملاحظه كند ظهور مرأة را كه متكوّن است از نفس رجل ، شهود او در منفعل باشد از حقّ بىواسطه چه نفس او منفعل است از حق بىواسطه .
فشهوده للحقّ فى المرأة أتمّ و أكمل ، لأنّه يشاهد الحقّ من حيث هو فاعل منفعل ( فاعل و منفعل - خ ) ؛ و من نفسه من حيث هو منفعل خاصّة .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1083
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص١٠٨٣