تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1031

مساهمون:

ص١٠٣١
بر غوامض حكم نامتناهى ، مىبايد دانست كه خضر عليه السلام صورت اسم باطن و « مقام او مقام روح » و او را علوم ولايت بود ؛ و ابواب غيوب بر وى منفتح و اسرار قدر منكشف و معارف هويّت و علوم لدنيّه او را حاصل و محتد ذوق او زهد و ايثار بود . قال اللّه تعالى
فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
. و از براى كمالى كه در علم باطن داشت در بيان تأويل وقايعى كه موسى را استطاعت صبر بر آن نبود در وقعهء ( در دفعه - خ ) اولى تخصيص ارادت به نفس خويش كرد كه
فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها
و اخبار به طريق تقييد از ارادهء بعضى معلوماتش كه در باطن داشت . و در دوم جمع ضمير كرد كه
فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً
؛ و در سيوم توحيد ضمير كرد و اخبار فرمود از ارادهء باطنهء ربانيّه . و همه از او اشارتست به سرّ توحيد و احديّت ارادت و تصرّف و علم در ظاهر و باطن از سر ذوق و خبرت . و يك صفت را در صور مختلفه آوردن ، اشعار و تنبيه است بر آنكه ، بيت :
اين مختلفات جمله از يك اصل است * وين جمله چگونه‌ها از آن بىچونست
اگرچه به واسطه نسب مختلف نمايد اما به حسب حقيقت هيچ تعدّد نيست و اين از اسرار علوم ولايت است . بيت :
در چشم تو صورت ارچه بسيار آمد * چون درنگرى يكى به تكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست * ز آنست كه او به ما پديدار آمد
و اما موسى صلوات اللّه عليه و سلامه صورت « اسم ظاهر » است و مقام او « مقام قلب » ، و او را علوم رسالت و نبوّت و تشريع است از امر بالمعروف و نهى عن المنكر و حكم به ظاهر ، و از براى همين معنى معجزات او در غايت ظهور و وضوح بود . پس چون خداى جلّ ذكره خواست كه موسى را تكميل كند به جمع ميان