تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1029

مساهمون:

ص١٠٢٩
علم لم يحصل لك عن ذوق كما أنت على علم لا أعلمه أنا . فأنصف . و اگر موسى عالم بدان بودى خضر با او نگفتى كه چگونه صبر توانى كرد بر چيزى كه از سرّ آن خبردار نيستى و تو رسول خدائى و آنچه در شرع بر آن رخصت نيابى هرآينه از حميّت اسلام انكار نمائى چه حقّ سبحانه و تعالى مرا علمى روزى كرده است كه تو به طريق ذوق آن را در نيافته‌اى ، چنان كه ترا نيز علمى داده است كه من از آن خبردار نيستم ، چه او را در هرگونه‌اى از خرابات عشق مستى است و در هر خم‌خانه مىپرستى كه مستى هريكى به ديگرى نماند و حال اين يك به حال ديگرى باز نخواند . بيت :
اى بر سر بازارت صد خرقه به زنّارى * وز روى تو در عالم هر روى به ديوارى اين طرفه كه از يك خم هريك ز ميى مستند * وين طرفه كه از يك گل در هر قدمى خارى
و أمّا حكمة فراقه فلأنّ الرّسول يقول اللّه فيه
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
فوقف العلماء باللّه الّذين يعرفون قدر الرّسالة و الرّسول عند هذا القول . و قد علم الخضر أنّ موسى رسول اللّه فأخذ يرقب ما يكون منه ليوفّي الأدب حقّه مع الرّسول . يعنى حكمت فراق موسى از خضر عليهما السلام آن بود كه حقّ سبحانه و تعالى در حقّ رسول فرموده است كه اطاعت فرمان رسول كنند و آنچه اوامر و نواهى القاء كند به امتثال آن مبادرت نمايند . لاجرم علماى باللّه كه عارف قدر رسالت و واقف به جلالت رتبهء رسول‌اند چون خضر و غير او لزوم برين قول و عدم تجاوز از مقتضايش بر ذمّت همّت واجب شناختند ، و خضر مىدانست كه موسى رسول اللّه است پس خضر مراقبت و محافظت قول موسى مىكرد تا آنچه ازو صادر شود به امتثال فرمانش توفيه حقّ ادب با رسول حقّ كرده باشد .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1029 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى