كشفى است از ممازجت شبهه مبرّا ، و علم ايشان مر حقايق را علمى است از طريان شك و ريب معرّا . پس ايشان عباد رحماناند كه مشى ايشان بر ارض حقايق به آسانى است ، كما قال تعالى :
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً
و ارباب نظر عباد عقول خويشاند كه در شان ايشان وارد شده كه :
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ
يعنى شما و آنچه عبادت او مىكنيد هيمه دوزخ است ، يعنى دوزخ دورى و حرمان از ادراك حق و مشاهده انوار او . چه ايشان قبول نمىكنند مگر آن را كه عقل ايشان اعطاى آن كند و انكار او .
و همچنين و هم نيز دعوى سلطنت مىكند و تكذيب مىكند عقل را در هرچه خارج از طور وهم است چه وهم ادراك معانى جزئيّه مىكند و از ادراك كليّات قاصر است . پس هريكى به پندار ادراك و كشف خويش محجوب است و بديدن فضل و هنر خويش معيوب . بيت :
اى ديده سراب را و پنداشته آب * اى واقعهء تو بوده در واقع خواب
هان تا نشوى به كشف مغرور كه هست * آن كشف حجاب نيز نوعى ز حجاب
و أنّ فيها فيما تزعم ، الأهليّة لكلّ منصب عال و مرتبة رفيعة عند اللّه لما عندها من الجمعيّة الإلهيّة .
و به حقيقت درين نشأت انسانى چنان كه گمان مىبرد استحقاق و اهليّت بر منصبى عالى و مرتبهاى رفيع در حضرت ملك متعالى هست به واسطهء آنچه او راست از جمعيّت الهيّه .
بين ما يرجع من ذلك إلى الجناب الإلهىّ ، و إلى جانب حقيقة الحقائق ، و - في النشأة الحاملة لهذه الأوصاف - إلى ما تقتضيه الطّبيعة الكلّية الّتى حصرت قوابل العالم كلّه أعلاه و أسفله .
يعنى اين جمعيّت داير است در ميان چيزى كه راجع مىشود آن چيز به جناب