تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
و عارفى ديگر از جامعيّت او خبر داد كه بيت :
اى نسخهء نامهء الهى كه توئى * وى آينه جمال شاهى كه توئى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هرآنچه خواهى كه توئى
فكما أنّه ليس شىء فى العالم ( من العالم - خ ) إلّا و هو يسبّح اللّه بحمده ، كذلك ليس شىء فى العالم ( من العالم - خ ) إلّا و هو مسخّر لهذا الإنسان لما تعطيه حقيقة صورته . پس چنان كه در عالم هيچ‌چيز نيست كه تسبيح حق نگويد و به حمد او قيام ننمايد ، همچنين در عالم هيچ‌چيز نيست كه مسخّر اين انسان نباشد به واسطهء فضيلتى كه حقيقت صورتش اعطاى آن مىكند . و تسخّر عالم مر انسان را به‌منزله تسبيح و تحميد حقّ است از آنكه تسخّر عالم مر انسان را انقياد و عبادت است . و اين عبادت مستلزم تنزيه و تحميد است از آنكه اهل عالم به عبادتش ايصال مىكند هويّت الهيّه را كه ظاهر است در عبوديّت انسانيّت به كمال حقيقى و مقام جمعى الهى ؛ و آن عين تنزيه است از نقائص و وصف است به محامد . پس گوئيا شيخ قدّس اللّه سرّه مىگويد چنان كه هرچه در عالم است مسبّح حق است مسبّح خليفهء حق است كه آن انسان كامل است و در حقيقت تنزيه و تسبيح او اين انسان را همان تسبيح و تنزيه حقّ است ؛ و اين تسخّر را اعطا نمىكند مگر حقيقت صورت انسانيّه ، چه مقام جمع الهى او راست و جميع اسما را ربّ او تربيت مىكند كه اسم اعظم است . لاجرم مظاهر جميع اسماء نيز مسخّر او باشند . بعد از آن شيخ قدّس اللّه سرّه استشهاد كرد به آيت كريمه از براى تأنيس اهل حجاب و از براى تنبيه طلاب و گفت :