چو واجبست به هر كشتنت مرا شكرى * هزار شكر كه چشمت هزار بارم كشت
و تارة صدمات طلايع سكر ، قهرمان « صبر » و اجناد آداب اوراد را منهزم گردانيده به صنوف شطحيّات و انواع افتخاريّات ، تاج مفاخرت بر سر مباهات مىنهاد و در پايهء تبجّح به پاى دعوى مىاستاد « 1 » كه « 2 » :
ولى نفس حرّ لو بذلت لها على * تسلّيك ما فوق المنى ما تسلّت
فلو أبعدت بالصّد و الهجر و القلى * و قطع الرّجا عن خلّتي ما تخلّت
* *
مرا ز دولت عشق تو همّتيست بلند * كه سر به پايهء وصلت فرونمىآرد
* *
خواهى به فراق كوش و خواهى به وصال * من فارغم از هر دو مرا عشق تو بس
و هر چند ملهم وقت به حكم « 3 »
إذا دعاك إلينا « 4 » الشّوق و الطّرب * بادر فما كلّ وقت ينجح « 5 » الطّلب
او را ازين غلبات « 6 » غفلات [ 485 الف ] تنبيه كرده به عرض قضيّهء اخلاص و اقتصار بر انهاى تصفيهء مشارب آن ، از خاشاك شوايب خارجى تلقين مىكرد ، يعنى « 7 »
هرگه كه پيش دوست مجال سخن بود * رمزى ازين « 8 » درافكن و گشتى خموش باز
عاشق بيچاره به تمهيد مقدّمات آن قيام نموده - اغتناما لفرصة الإصغاء - به قسميّات مغلّظه ، تطويل اذناب خطاب مىكرد ؛ « 9 »
هامش
( 1 ) .G: مىايستاد
( 2 ) .F: + بيت ؛G , HوJ: + شعر
( 3 ) .F: + بيت ؛GوH: + شعر
( 4 ) . در اصل ندارد ؛ مطابقB , C , D , FوHو به تناسب وزن شعر و معنى افزوده شد .
( 5 ) . در اصل : ينجح
( 6 ) .Fندارد .
( 7 ) .FوJ: + بيت ؛G: + فرد ؛H: + شعر
( 8 ) .D , HوJ: رمزى سبك
( 9 ) .F: + بيت ؛HوJ: + شعر .