تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
شرح
( 682 ) مىخندند از سر شگفتى و شادمانى همچون شادترين خوشحالان ، و مىگريند به ناله و زارى بلند ، همچون مادران فرزند مردهء غمناك . ( 683 ) اگر بر از دست رفتن نعمتى ناله كنند ، شيون سر مىدهند و اگر به نغمه‌اى ، خوش‌نغمه خوانند ، به طرب مىآيند . ( 684 ) [ در اين بازى فانوس خيال ] پرندگان را بر شاخسار مىبينى كه با خوش گردانيدن صداهايى كه در نزد تو حزن‌آلود است ، آوازشان طرب مىانگيزد . ( 685 ) و در شگفت مىمانى از آواز آنان به زبان خودشان كه از زبانهاى گنگ به فصاحت در آورده‌اند . ( 686 ) [ و مىبينى كه ] شتران در صحرا مىروند و بيابان را در درمىنوردند ؛ و كشتيها در ميانهء ژرف دريا ، روان مىگردند . ( 687 ) و به دو سپاه با جمعيت فراوان مىنگرى ؛ يك بار در صحرا و ديگر بار در دريا . ( 688 ) جامه‌هاى آنان به خاطر شدت و نيرويشان از زره فولادين است و آنان در حمايت لبهء شمشيرها و سر نيزه‌هايند . ( 689 ) لشكريان سپاه صحرا ، مردان سوار بر اسب ، يا پيادگان صاحب مردانگى هستند . ( 690 ) و دلاوران سپاه دريا ، برخى بر پشت مركب كشتى سوارند و برخى از تير كشتى كه مانند نيزهء راست است ، بالا رفته‌اند . ( 691 ) در آن ميان ، برخى را شمشير زن بينى كه به ناگه بر دشمن فرود آمده‌اند و بعضى را نيزه‌افكن با نيزهء قوى بلند لرزان سمهرى . ( 692 ) گروهى را بينى كه با تيرهايى كه به تندى افكنده شده است ، در آتش غرق گشته‌اند و گروهى با افكنده شدن نيزه‌هاى كوتاه شعله ، در آب سوخته‌اند . ( 693 ) يكى را غارتگرى بينى كه جان مىبازد و آن ديگرى را شكست خورده‌اى كه زير بار خوارى هزيمت باز مىگردد . ( 694 ) و مىنگرى قرار دادن منجنيق و پرتاب كردنش را از بهر نابودى دژها و قلعه‌هاى مستحكم بازدارنده .