تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
شرح
( 669 ) دانشها از قديم ، به وسيلهء وحى حضرت پدرى - آدم ( ع ) - در نفس سرشته ، اسماء آن علوم به دو آموخته شده است . ( 670 ) نفس با دانشى كه از تفرقهء غير باشد ، آسايش و خوشى نمىيابد ؛ بلكه با آنچه خودش بر خود املا مىكند ، كامياب مىگردد . ( 671 ) اگر نفس تو پيش از خواب ، مجرّد مىشد ، تو نيز مانند من حقيقت نفس را مىديدى . ( 672 ) مجرّد ساختن عادى نفس مر خود را در آغاز ، مجرّد شدن ثانى او را در معاد و پس از مرگ ثابت مىكند . پس در همين جا درنگ كن ! ( 673 ) و همچون كسى مباش كه دروس ظاهرىاش او را چنان سبك مغز كرده كه عقلش را كاسته و خوار و بىمايه‌اش ساخته است . ( 674 ) آنجا در فراسوى دروس نقلى ، علمى هست كه بسى فراتر از نهايت درك عقل‌هاى سالم است . ( 675 ) آن علم را من از خويشتن گرفتم و از خود آموختم ، و نفس من از بخشش خود يارىكنندهء من بود . ( 676 ) با روىگردانى ، ترك‌كنندهء لهو و بازى مباش كه شوخى بودن آلات لهو ، عين جدّيّت شخص جدّى است . ( 677 ) مبادا كه رو بگردانى از هر صورتى كه چنان كه مىنمايد نيست ، يا از هر حالتى كه غير ممكن مىنمايد . ( 678 ) پس آمدن خيال سايه در سبك‌خواب بازى ( تصاوير بازى فانوس خيال ) ، چيزى را به تو هديه مىكند كه پرده‌ها از آن شفاف و نازك گشته‌اند . ( 679 ) صورتهاى اشيا را مىبينى كه از پس پردهء پوشش ، در هر خلق و آفرينشى بر تو جلوه داده مىشوند . ( 680 ) اضداد بنا به حكمتى در آن گرد آمده‌اند و اشكال آن ، در هر صورتى پديدار مىآيند : ( 681 ) خاموشانند كه سخن گفتن آشكار مىسازند ؛ حركت دارند ، در حالى كه ساكنانند و نور هديه مىكنند ، گرچه بىروشنايند .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 364 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة