تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
شرح
( 657 ) گرچه « حريرى » در سخن خويش دروغ گفته است ، در حقيقت ، خداى متعال به زبان او براى ما مثال زده است ؛ زيرا نفس انسان هزل‌گراست . ( 658 ) پس زيرك باش و نفس خود را انصاف مىده و با حسّ خويش در افعال اثر آفرين خود بنگر . ( 659 ) هنگامى كه خود را در آينه‌هاى صيقلى بر خويشتن جلوه مىدهى ، بىستيزه بنگر ؛ چه مىبينى ؟ ( 660 ) آيا كسى جز تو در آن پيدا شده است ، يا تو به واسطهء آينه ، به هنگام انعكاس پرتوهاى نور ، خود را مىبينى ؟ ( 661 ) و به پژواك آواز خود گوش فرا ده ، آنگاه كه صوت از تو جدا شده ، به كنارهء كوشكهاى فرازمند مىخورد . ( 662 ) آيا كسى كه آنجا با تو سخن مىگويد ، غير توست ؟ يا خطابى از پژواك آواز خود شنيده‌اى ؟ ( 663 ) و هنگامى كه حواس تو با خواب سبك واقعه‌بين از كار باز مىايستد ، با من بگو چه كسى دانشهايش را به تو القا مىكند ؟ ( 664 ) در حالى كه پيش از آن ، نمىدانستى آنچه را كه ديروز رفته است ، يا آنچه را كه در پگاه فردا خواهد آمد . ( 665 ) [ به واسطهء اين خواب يعنى واقعه ] به اخبار گذشته و اسرار آينده دانشور مىشوى و به دانش خود مىبالى . ( 666 ) آيا مىپندارى كسى كه در بيهشى خواب ، به انواع دانشهاى ارزشمند با تو سخن مىگويد ، غير توست ؟ ( 667 ) او كسى نيست جز نفس تو به هنگام رو گردانىاش از مظهر بشرى و توجهش به عالم نفسانى ، ( 668 ) كه به واسطهء غيب در شكل دانشمندى بر خودش جلوه‌گر مىشود و خود را به معانى شگفت رهنمون مىكند .