شرح
( 723 ) و نفس خود را از هر دو آنها مجرّد و يكتا كردم ؛ پس نفسم يگانه شد ؛ و البته هرگز روزى نبود كه نفسم يگانه نبوده باشد .
( 724 ) در درياهاى مقام جمع شناور شدم ؛ بلكه به تنهايى در آن فرورفتم و هر مرواريد نابى را بيرون كشيدم .
( 725 ) تا آنكه افعالم را با گوشى بينا شنيدم و سخنانم را با چشمى شنوا ديدم .
( 726 ) اگر بلبلى در باغ نوحهسرايى كرد و مرغان از هر درخت جوابى براى او ساز كردند ،
( 727 ) و اگر به هماهنگى تارهاى دست كنيزك آوازخوان ، نايى با نى طرب انگيخت ،
( 728 ) و اگر آوازخوان ، شعرهاى رقيق و دلكشى خواند كه در هر سرود ، ارواح و اسرار به سوى سدرهء خويش اوج گرفتند ،
( 729 ) من در آثار صنع خود به تماشا نشستم ؛ در حالى كه تنزيهكننده بودم مقام جمع و الفت خويش را از انبازى بيگانگان .
( 730 ) پس هر مجلس ذكرى به واسطهء من ، گوش بيننده و دريابنده شد و هر ميكدهء مىفروش از بهر من ، چشم پيشقراول گشت .
( 731 ) [ كسى ] زنّار نامسلمانى نبست ، مگر [ به ] دست من از بهر حكمتى ؛ و اگر با اقرار و اعتقاد به من گشوده شد ، هم دست من آن را بگشود .
( 732 ) اگر محراب مسجدى با نور قرآن روشنايى گرفت ، نمازگاه كليسايى هم با انجيل نابود نشد .
( 733 ) و اسفار توراتى هم كه موسى براى قومش آورد و اكنون احبار يهود هر شب بدانها مناجات مىكنند [ همان گونه است كه دربارهء انجيل گفته شد ] .
( 734 ) اگر روى آرندهء بتى در بتخانه به سجدهء سنگها افتاد ، متعصبانه از سر انكار ستم روا مدار .
( 735 ) چه بسا وارستهء ظاهرى از ننگ شرك حاصل از بتپرستى ، كه در حقيقت بندهء زر و دينار گشته است .
( 736 ) انكار از من رسيد به هر كس كه او شنيد ؛ و عذر هر فرقهاى هم به پيشگاه من اقامه شد .