تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
شرح
( 723 ) و نفس خود را از هر دو آنها مجرّد و يكتا كردم ؛ پس نفسم يگانه شد ؛ و البته هرگز روزى نبود كه نفسم يگانه نبوده باشد . ( 724 ) در درياهاى مقام جمع شناور شدم ؛ بلكه به تنهايى در آن فرورفتم و هر مرواريد نابى را بيرون كشيدم . ( 725 ) تا آنكه افعالم را با گوشى بينا شنيدم و سخنانم را با چشمى شنوا ديدم . ( 726 ) اگر بلبلى در باغ نوحه‌سرايى كرد و مرغان از هر درخت جوابى براى او ساز كردند ، ( 727 ) و اگر به هماهنگى تارهاى دست كنيزك آوازخوان ، نايى با نى طرب انگيخت ، ( 728 ) و اگر آوازخوان ، شعرهاى رقيق و دلكشى خواند كه در هر سرود ، ارواح و اسرار به سوى سدرهء خويش اوج گرفتند ، ( 729 ) من در آثار صنع خود به تماشا نشستم ؛ در حالى كه تنزيه‌كننده بودم مقام جمع و الفت خويش را از انبازى بيگانگان . ( 730 ) پس هر مجلس ذكرى به واسطهء من ، گوش بيننده و دريابنده شد و هر ميكدهء مىفروش از بهر من ، چشم پيشقراول گشت . ( 731 ) [ كسى ] زنّار نامسلمانى نبست ، مگر [ به ] دست من از بهر حكمتى ؛ و اگر با اقرار و اعتقاد به من گشوده شد ، هم دست من آن را بگشود . ( 732 ) اگر محراب مسجدى با نور قرآن روشنايى گرفت ، نمازگاه كليسايى هم با انجيل نابود نشد . ( 733 ) و اسفار توراتى هم كه موسى براى قومش آورد و اكنون احبار يهود هر شب بدانها مناجات مىكنند [ همان گونه است كه دربارهء انجيل گفته شد ] . ( 734 ) اگر روى آرندهء بتى در بتخانه به سجدهء سنگها افتاد ، متعصبانه از سر انكار ستم روا مدار . ( 735 ) چه بسا وارستهء ظاهرى از ننگ شرك حاصل از بت‌پرستى ، كه در حقيقت بندهء زر و دينار گشته است . ( 736 ) انكار از من رسيد به هر كس كه او شنيد ؛ و عذر هر فرقه‌اى هم به پيشگاه من اقامه شد .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 368 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة