شرح
( 631 ) روح من از حبس و زندان آراستگى به رشد خويش باز رست و در آغوش تجلّى تربيت شد .
( 632 ) در گهواره [ كه بودم ] ، پيغمبران گروه پيروان من بودند ؛ و در عالم عناصر ، لوح من ، لوح محفوظ بود و سورهء من ، سورهء فتح .
( 633 ) و پيش از باز گرفتنم از شير ، بىآنكه تكليف عالم ظاهر داشته باشم ، هر آيينى را با شرع روشنگر خود پايان بخشيدم .
( 634 ) پس آن پيامبران و آنانى كه سخن ايشان را باور داشتند ، همگى بر صراط من رفتهاند و از جاى پاى رفتار من در نگذشتهاند .
( 635 ) يمن و بركت پيامبران گذشته كه به راه من دعوت كردهاند ، ناشى از يمين من بوده است و يسر و آسانى آيندگان از يسارم .
( 636 ) چنين مپندار كه كار و كارستان بيرون از وجود من است ؛ كسى سرورى نيابد ، مگر آن كه در بندگى من درآيد .
( 637 ) اگر من نبودم ، هرگز وجودى هستى نمىيافت و شهودى در كار نبود و پيمانهايى به ميثاق بسته نمىشد .
( 638 ) پس زندهاى نيست ، مگر كه زندگانىاش از زندگى من است و هر كه را ارادهاى هست ، به فرمان ارادهء من است .
( 639 ) و گويندهاى نيست ، مگر كه به سخن من گويا شده باشد و بينندهاى نه ، مگر به بينايى چشم من .
( 640 ) و خامشى نيست ، مگر كه به گوش من شنوا شده باشد و گيرنده و تصرف كنندهاى نه ، مگر به توان و نيرومندى من .
( 641 ) پس در ميان همهء مخلوقات ، گويندهاى و بينندهاى و شنوندهاى جز من نيست .
( 642 ) در عالم تركيب ، در هر صورتى با معنايى آشكار شدم كه آن صورت از اين معنا به حسن آراسته شده است .
( 643 ) و در هر معنايى كه مظاهر حسّى من ، آشكارش نساخته است ، متصور شدم ؛ اما نه در هيئتى صورى و جسمانى ؛