شرح
( 619 ) با وجود خاندان پيامبر و فرزندان او و امامان طاهر ، مردم از ديگر پيغمبران بىنياز گشتند .
( 620 ) كرامت آنان برخى از ويژگيهايى است كه حضرت محمّد ( ص ) آنها را بدان مخصوص كرده است ، به سبب آنچه از ارث هر فضيلتى بهرهمندشان ساخته است .
( 621 ) بعد از پيامبر ، قتال ابو بكر با آل حنيفه ( قبيلهء مسيلمهء كذّاب ) از براى يارى دين توحيدى بود .
( 622 ) و ساريه [ مردى كه ] آوازى از جانب عمر ، او را به پناه بردن به كوه واداشت ؛ در حالى كه آنجا سرزمين نزديكى نبود .
( 623 ) و عثمان از ورد خويش باز نپرداخت ، گرچه مردم جام مرگ را گرداگرد او به گردش در آوردند .
( 624 ) و على ( ع ) با تأويل ، آنچه را كه پيچيده و دشوار بود ، به وسيلهء دانشى كه با وصيت پيامبر به دو رسيده بود ، روشن ساخت .
( 625 ) بقيهء آنان همچون ستارگانند ؛ هر كس از هر كدام آنها پيروى كند ، به خير و راستى رهنمون گردد .
( 626 ) براى اولياى گرويده به پيامبر - گرچه او را نديده باشند - گزينش قربى به جهت قرب برادرى هست .
( 627 ) و قرب آنان به دو معنوى است ؛ چنان كه اشتياق او به دانان صورى است . شگفتا از حضور غيبت !
( 628 ) آنان كه شايستهء گرفتن پيام الهى هستند ، به واسطهء اسم من به راه من دعوت مىكنند و به واسطهء حجّت و برهان من بر بىدينان چيره مىگردند .
( 629 ) و همگى آنان به دليل مقدّم بودن حقيقت من ، يا گردنده بر گرد منند يا در آمده در آبشخور من .
( 630 ) و من گرچه از نظر صورى فرزند آدم هستم ، اما در آن ، معنايى نهفته است كه بر پدر بودن من گواهى مىدهد .