تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
شرح
( 594 ) بنا بر اين ، هر كه حكومت و غلبه يافت ، يا آنكه بزرگ و توانگر شد ، يا حمله كرد و چيره گشت ، به كمك‌رسانى من با رقيقه‌اى توسل جسته است . ( 595 ) كسى بر روى آب راه نرفت ، يا بر هوا نپريد ، يا اندر آتش در نيامد ، مگر به همت من . ( 596 ) و هر كه را با رقيقه‌اى از جانب خويش يارى كردم ، در دقيقه‌اى از همگى وجود خود تصرف توانست كرد . ( 597 ) و هر كس با همگى خويش ، مقام جمعيت مرا پيروى كرد ، در ساعتى يا كمتر از آن ، هزار ختم قرآن كرد . ( 598 ) و اگر لطيفه‌اى از من به مرده‌اى رسيد ، جان او به دو باز پس داده و برگردانيده شد . ( 599 ) اين است نفس ! اگر خواهشهايش را به دور افكند ، نيروهايش دو چندان گردد و فعل خويش را به هر ذره‌اى بخشد . ( 600 ) پس تو را بسنده است مقام جمعى كه او را با تفرقهء پيمودن زمين محصور يا زمان محدود ، نسبتى نيست . ( 601 ) بدين مقام جمع بود كه نوح بر طوفان برتر آمد ؛ و هم بدين مقام بود كه رهايى يافت هر كه رهايى يافت از جملهء قوم او كه در كشتى بودند . ( 602 ) و به خاطر همين مقام جمع بود كه آنچه به دعاى باران ، فراوان رسيده بود ، در زمين فرورفت ؛ و به دو بود كه نوح به سوى كوه جودى شتافت و كشتى بر آن جاى گرفت . ( 603 ) و سليمان دو لشكر خود را [ از جن و انس ] بر پهنهء زمين روانه كرد ؛ در حالى كه پشت باد در زير بساط او بود . ( 604 ) و از اثر آن مقام جمع ، پيش از بر هم نهادن چشم ، تخت بلقيس بدون هيچ رنجى از سبا حاضر آمد . ( 605 ) و ابراهيم آتش دشمنش را خاموش كرد ؛ و در اثر نور حضرت جمع ، آتش براى او روضهء رضوان گشت ، ( 606 ) و آنگاه كه مرغان را ، در حالى كه سر بريده بودند ، از فراز قله فرا خواند ، مرغان بىآنكه سر پيچند ، به نزد او آمدند .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 358 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة