تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
شرح
( 555 ) و اين اسماء از حيث تشريف ، مراكب اصيل آيات است و شگفتىهاى تماشا ، و منتهاى خواستن‌ها ، و سپاهيان قدرت . ( 556 ) پس براى مرتبهء « لبس » از آن اسماء ، به جهت تعلق در مقام اسلام ، از روى احكام حكمت‌آميز وى ، ( 557 ) درخشش‌هاى برق احكام است و باريك‌يابىهاى حكمت ، و حقايق احكام شريعت ، و رقايق گشايش و فزونى . ( 558 ) و براى مرتبهء « حس » از آن اسماء ، به جهت تخلق در مقام ايمان ، از روى نشانه‌هاى رفتارى او ، ( 559 ) صومعه‌هاى ذكر است و انديشه‌هاى درخشان ، و جوامع و گزيده‌هاى آثار ، و نابودكنندگان غفلت و غرور . ( 560 ) و براى مرتبهء « نفس » از آن اسماء ، كه به واسطهء تحقق ، در مقام احسان از اخبار نبوى خويش است ، ( 561 ) لطائف اخبار است و بخشش‌هاى نهاده ، و صحيفه‌هاى آگاهى ، و جانشينان پاسدار قانون . ( 562 ) و براى مرتبهء « جمع » ، از آغاز « كأنّك » تا پايان « فإن لم تكن » كه جزو آيهء نظرى است ، ( 563 ) بارانهاى انفعالات است و لشكريان تنزّه ، و پيدايش پيوندها و شيران سپاه . ( 564 ) پس مرجع آن اسماء در عالم شهادت ، براى حسّ كه خواهان عطيه است ، طبق آنچه نفس من يافته ، ( 565 ) فصلهاى عبارات است و دريافت درودها ، و يافت اشارات ، و اصول و كليات عطيه‌ها . ( 566 ) و مطلع آن اسماء در عالم غيب ، آنچه من يافته‌ام از نعمتهايى كه از من بر من تازه گشته ، ( 567 ) بشارتهاى اقرار است و بصيرتهاى عبرت ، و نهفته‌هاى آثار ، و دفينه‌هاى دعوت . ( 568 ) و جايگاه آن اسماء در عالم ملكوت - كه از اسرا و معراج ، من بدان مخصوصم نه ياران و رفيقان من -
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 355 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة