شرح
( 543 ) « وجود » گرفتن ذكرى است با سرپنجهء قدرت ، و « شهود » چيدن شكرى است از رهگذر نعمتهاى عام و فراگير .
( 544 ) اين آثار دوگانه ، مظاهر من هستند كه در آنها نمايان شدهام ؛ و البته پيش از موطن بروز و پيدايى ، من بر خودم پنهان نبودم .
( 545 ) يك سخن بود و همگى من زبانى بود گويا ؛ و يك ديدن بود و همگى من در من چشمى بود براى نگريستن و تأمل .
( 546 ) و همگى من يك گوش بود كه صدا را به انجمن مىشنوانيد ؛ و همگى من ، دستى پرتوان در گردانيدن عطيه بود .
( 547 ) [ اينها كه گفتم ] معانى صفاتى هستند كه در فراسوى لبس استوارند ، و اسماء ذاتى هستند كه آنچه را حس روايت كند ، مىپراكنند .
( 548 ) اولا ، « تصريف » اين اسماء از كسى است كه پاس دارندهء پيمان « الست » است با نفسى كه نگاهبانى از ولايت بر او گماشتهاند .
( 549 ) [ اين اسماء از حيث تصريف ] خنياگران اشعار فخرى هستند و رهنمايان بيدارى ، و اصول و مبادى سخنان نغز و خوش ، و ابرهاى اميدبخش بامدادى .
( 550 ) و ديگر ، « توقيف » اسماء از كسى است كه عقد الهى را استوار داشته است با نفسى كه از عزّت ابا كردن نيز سخت ابا مىكند .
( 551 ) [ اين اسماء از حيث توقيف ] گوهرهاى خبر دادن [ از ذات حق ] هستند و مرواريدهاى درخشان پيوستن [ با حق ] و ظاهر خبرها [ از شريعت ] و قهركنندگان حملهورى [ به نفس و دشمن ] .
( 552 ) « تعريف » اين اسماء به لحاظ ظاهر ، از كسى صادر مىشود كه قصد دورانديشى و احتياط كرده باشد ؛ اين تعريف ، خوى نفسى است كه سخاوتكنندهء وجود است .
( 553 ) و اين اسماء از حيث تعريف ، مناجات دومين است و معانى شرف و بزرگى ، و جايگاه لغز و چيستان ، و اصول و پايههاى قضيه .
( 554 ) « تشريف » اين اسماء به لحاظ باطن ، از شخص صادق راست آهنگ صادر مىشود ؛ اين تشريف ، بازگشت نفسى است كه به شهود برگزيده شده است .