تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
شرح
( 435 ) اگر دستهاى مربى آهنگ گهواره كند و در حالى كه كودك درون آن است ، بجنباندش ، با تكان دادن گهواره وى آرام مىگيرد . ( 436 ) وقتى كه خوانندهء خوش‌آواز ، با نواهاى خوش بلند ، نام معشوق را ذكر مىكرد ، وجدى مرا حاصل شد كه به واسطهء آن وجد توانستم چيزى را كه فروگيرندهء من و چيره شونده بر من بود ( يعنى اندوه بزرگ را ) بيابم ؛ ( 437 ) همچون حالتى كه بيمار محتضر هنگام جان دادن مىيابد ، وقتى كه فرشتگان مرگ آهنگ او مىكنند تا جانش را به تمامى بگيرند . ( 438 ) پس آن كس كه گرفتار اندوهى در جدايى است ، مانند كسى است كه گرفتار وجدى در آرزوى دوباره ديدن يار است . ( 439 ) نفس بيمار محتضر به آنچه كه فرشتگان مرگ برايش مىنمايانند ، لطيف و مايل مىشود ؛ در حالى كه نفس من از آن مبادى بلند بالاتر رفته است [ و به آنها تمايلى نشان نمىدهد ] . ( 440 ) درى كه من براى پيوند با محبوب ، از آن مىگذرم ، به گونه‌اى است كه مانعى براى وصال ندارد و روح من از آن هم فراتر رفته است . ( 441 ) هر كس كه آهنگ آن درگزيند ، بايد همچو من به دنبالم پا در ركاب صدق نيّت نهد . ( 442 ) چه كام درياها [ ى بىپايان توحيد و معرفت ] كه پيش از داخل شدن از در [ پيوند با معشوق ] ، در آنها غوطه خورده‌ام ! در حالى كه هر كس محتاج توانگرى است ، به جرعه‌اى از آن هم تر نگشته است . ( 443 ) اگر تو [ براى رسيدن به آن در ] عزم جزم كرده‌اى ، من در آينهء گفتارم آن را به تو وامىنمايم ؛ پس سخنانى را كه به تو القا مىكنم ، به گوش هوش فرانيوش : ( 444 ) از سر غيرت ، سخن خويش را [ كه ممكن بود آميخته به ادعا باشد ] و بهره‌مندىام را در هر كارى از كارها [ ى نيك ] به دور افكندم . ( 445 ) انتظار پاداش اعمال نيك و نيز حفظ احوال خويش از عيوب و آرايه‌هاى زشت را به دور افكندم .