تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
شرح
( 261 ) اسمهايى كه مسمّاى حقيقى آنها من بودم و آنها با نفسى كه پنهان بود ، بر من نمايان مىشدند . ( 262 ) پيوسته من او ( معشوق ) بودم و هماره او من بود و فرقى در ميان نبود ؛ كه ذات من به ذات خودم عشق مىورزيد . ( 263 ) در ملك وجود ، چيزى جز من همراه من نيست و مفهوم همراهى ( معيّت ) بر انديشهء روشن نمىگذرد . ( 264 ) اينك دست من ! نه از آن جهت كه نفس من از كسى جز من ترسيد يا از ديگرى اميد نيكويى داشت ، ( 265 ) و نه اينكه خوارى گمنامى خواست تا بدين صفت مشهور شود ، يا ارجمندى طلب كرد كه مردم براى سپاس و احترام به دو روى آرند ؛ ( 266 ) بلكه براى بازداشتن دشمن از طعنه زدن به دوستان والامقام خود كه به نيروى من يارى رسان گمراهانند . ( 267 ) به اعمال عادى و روزمرهء عبادت بازگشتم و احوال ارادت را توشه ساختم ، ( 268 ) و پس از پرده‌درىهايم ، به عبادت خويش پناه بردم و بعد از عنان گسيختگى « بسط » ، به « قبض » با پارسايىام بازگشتم . ( 269 ) روزم را از بهر اميد به پاداش ، روزه گرفتم و شب را از بيم كفر ، شب‌زنده‌دار بودم . ( 270 ) اوقاتم را با وردى به خاطر واردى ، و با سكوتى به خاطر هيئتى ( هيئت عابدان ) و با اعتكافى به خاطر حرمتى نيكو ساختم . ( 271 ) از وطن خويش دورى جستم ، دورى جستن كسى كه رشتهء پيوند برادران را مىگسلد ، و گوشه‌نشينى اختيار كردم . ( 272 ) از سر ورع و پرهيزگارى ، به دقّت در طلب حلال ، فكر كردم و نيرويم را در نيكوداشت روزى خويش به كار بردم . ( 273 ) از توانگرى خويش كه قناعت به من بخشيده بود ، انفاق كردم ؛ در حالى كه در زندگى دنيا به كمترين حدّ كفاف خرسند بودم .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 331 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة