تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
مىشنوى ، كسى غير از خود جن‌زده است ؛ گرچه به لحاظ حسّ ظاهرى ، اوست كه آن سخن را پديد مىآورد .
شرح
( 225 ) پس اگر تو به وحدت رسى ، آنچه را كه من از حقيقت خويش گفتم ، به طريق منازله خواهى يافت . ( 226 ) و اما اگر نفس را شناختى و دانستى كه از هدايت حق گمراه گشته است ، از شرك خفى كناره گرفته‌اى . ( 227 ) آن‌كس كه در عشق ، يگانگى و توحيد محبوبش را عزيز و نايافت بداند ، به خاطر اين شرك ، آتش جدايى از وجود او افروخته مىگردد . ( 228 ) اين حال را جز بيگانگان از تو عيب نشمارند و اگر ادعاى آن را از خود محو كنى ، حقا كه توحيد و يگانگى را ثابت كرده‌اى . ( 229 ) من نيز پيش از آنكه پرده بر افتد ، مدتى چنان بودم و به سبب پوشش و حجاب از دوگانگى جدا نمىشدم : ( 230 ) گاه با فقدى بودم كه به واسطهء شهود ، گردآورندهء من بود و گاه با وجدى كه به خاطر وجود ، پراكنده‌كننده‌ام بود . ( 231 ) گاهى عقل من به سبب التزام حضور خودم ، مرا در تفرقه مىانداخت و گاهى سلب من كه به طريق اصطلام بود ، به واسطهء غيبت من ، مرا جمع مىكرد . ( 232 ) « صحو » را فرومايگى خود مىپنداشتم و « سكر » را عروج‌دهندهء خويش به سوى معشوق ، و « محو » را منتهاى مقدار كمالم . ( 233 ) اما هنگامى كه حجاب غين را از خود زدودم ، هشيارانه بر خود جلوه كردم و چشمم به واسطهء حجاب غين [ كه برداشته شده بود ] روشنايى گرفت . ( 234 ) و در تفرقهء دوم خويش ، هشيارانه از نياز به مستى مستغنى شدم ، اكنون « جمع » من مانند « وحدت » من است . ( 235 ) پس مجاهده كن تا فراتر از آنچه را كه گفتم ، در خود ببينى : آرامشى از خويشتن كه ناشى از وجود سكينه‌اى است .