شرح
( 56 ) و آن نبود مگر اين كه با كاملترين اوصاف ، كه افزون بر حسن بود ، بر ديدهء من جلوه كردى ؛
( 57 ) پس بلا را بر من شيرين ساختى و من و او را به هم واگذاشتى ؛ اين نيكوترين آرايه از سوى تو بود .
( 58 ) هر كه شكار زيبايى شود ، او را مىبينيم كه از خوشترين و گرانمايهترين زندگانى به سوى مرگ و نابودى رانده مىشود .
( 59 ) هر كه پندارد در عشق رنج و سختى نخواهد ديد ، آنگاه كه به عاشقى روى آرد ، ممنوع و بىبهره ماند .
( 60 ) روحى كه به آسايش خو كرده باشد ، بر دوستى و مودّت دست نيابد و نفسى كه صفاى زندگانى خواهد ، به قرب و ولا نرسد .
( 61 ) صفاى عيش كجا بود ؟ كه راحت از زندگانى عاشق بدور است ؛ همان گونه كه بهشت هم پيچيده در ميان رنجها و ناكاميهاست .
( 62 ) مرا نفسى است آزاد [ از بندگى هر لذّتى و از هر چه غير معشوق حقيقى است ] كه اگر فراسوى آرزوها را به او بخشى تا از تو شكيبد ، هرگز نپذيرد و آرام نگيرد .
( 63 ) و اگر به واسطهء منع و دورى ، و دشمنى و قطع اميد از محبوب رانده شود ، او را رها نسازد .
( 64 ) آيين و مذهب من در عشق ، چنان است كه مذهبى ندارم و اگر روزى از اين آيين انحرافى پيدا كنم ، از مذهب خود جدا گشته باشم .
( 65 ) اگر در اثر غفلت ، خواستى و ارادتى به غير تو از خاطر من بگذرد ، به ارتداد خود حكم كنم .
( 66 ) در كار من فرمان تو راست ؛ هر آنچه خواهى مىكن . ميل و رغبت من هرگز به غير تو نخواهد بود و مرا از تو روگردانى نيست .
( 67 ) سوگند به محبّت استوارى كه در ميان ماست و گمان فروپاشى را در آن راه نيست - و اين نيكوترين سوگندهاست -