تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
شرح
( 44 ) نيكوشكيبايى من مرا از شكوا باز مىدارد ؛ در حالى كه اگر آنچه را كه بر من رفته است ، نزد دشمنان شكايت مىكردم ، هرآينه آنان شكايت مرا مىپذيرفتند . ( 45 ) فرجام شكيبايى من بر [ جور ] عشق تو پسنديده باشد ؛ اما از تو شكيبيدن بسى ناپسند است . ( 46 ) آنچه از رنجها به من مىرسد ، عين عطا و بخشش است و عزم و ارادهء من از گشودن حتى گرهى در امان است . ( 47 ) در عالم عشق ، هر آزارى كه از تو به من رسد ، به جاى شكايت ، سپاسى بر آن مىگزارم . ( 48 ) آرى ! هر چند سختيهاى عشق بر من ستم روا دارد ، اين در عالم محبّت از زمرهء نعمتها به شمار آيد . ( 49 ) نگون‌بخت شدن من از سوى تو ، و حتى بلايى كه از تو به من مىرسد ، در حكم منّت و نعمت است ، و جامهء رنج و سختى كه در راه عشق تو مىپوشم ، فراخ‌ترين نعمت است . ( 50 ) محبت ديرين من به تو برايم نمايان ساخت كه آنچه از شرّ جوانان قبيله به من مىرسد ، نيكوترين اندوخته‌هاست . ( 51 ) آنان « لاحى » و « واشى » هستند ؛ لاحى در راه ضلالت و گمراهى ، مرا به غرور و فريب سوق مىدهد و واشى از سر غيرت پريشان‌گويى مىكند . ( 52 ) به اقتضاى پرهيزكارى ، با سرزنش لاحى مخالفت كردم ؛ همچنان‌كه از سر بيم ، در پستى و لئامت واشى همپيمان شدم . ( 53 ) نه ترس از آنچه ديدم و نه سختيهايى كه در اين راه به من رسيد ، توانستند روى مرا از جانب تو باز گردانند . ( 54 ) و نه شكيبايى من در تحمّل آنچه در راه تو به من رسيد ، منجر به ستايش من يا ستايش دوستدارى من شد ، ( 55 ) حسن تو كه دعوت‌كننده به سوى تو بود ، حكم كرد به تحمّل آنچه حكايت كردم و آنچه بسى فراتر از حكايت من بود .
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 313 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة