تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
شرح
( 8 ) پيش از آنكه محبت ، بقيهء وجود مرا - كه بدان تو را توانم ديد - فانى سازد ، واپسين نگاه [ مهرآميزت ] را به من بخش . ( 9 ) و اگر ديدارت را از من دريغ مىدارى ، با گفتن « نه هرگز » بر گوش من منّت بنه ، كه پيش از من نيز براى ديگران ، در « نه » شنيدن از تو لذّتى بوده است . ( 10 ) نزد من ، مستىام نياز و لازمه‌اى است براى هشيارى ؛ كه اگر عشق نبود ، جگر من به خاطر آن نياز پاره پاره نمىشد . ( 11 ) اگر آنچه مرا مىرسد ، كوهها را مىرسيد - و لو آنكه طور سينا هم با آنها بود - پيش از دريافت تجلّى از هم فرومىپاشيدند . ( 12 ) [ آنچه مراست ] عشقى است كه اشكى پرده در آن است و شور وجدى است كه شعله‌ها از آن سر مىكشند و دردهاى آن مرا به هلاكت مىافكنند . ( 13 ) طوفان نوح ، اشكهاى مرا به هنگام نوحه‌گرى ماند و زبانه كشيدن آتش ابراهيم چون سوز و گداز درونم باشد . ( 14 ) اگر آه من نمىبود ، اشكهايم مرا غرقه كرده بود و اگر اشكهايم نبود ، آهم مرا سوزانده بود . ( 15 ) حزن و اندوه من به قدرى است كه يعقوب ، در برابر اندكى از آن شكوه كرد و همگى بلاهاى ايوب ، تنها بخشى از مصيبت من بود . ( 16 ) آخر چيزى كه عاشقان را به هلاك مىاندازد ، قسمتى است از آنچه در آغاز محنت ديدم . ( 17 ) اگر گوش راهبر كاروان عشق مىشنيد آه دردآلود مرا كه ناشى از آلام بيماريهايى است كه به پيكرم آسيب رسانده ، ( 18 ) هرآينه درد و رنج من به ياد او مىآورد آزار زندگى سخت كسانى را كه از كاروان واپس مانده‌اند در حالى كه شتران با آواز رحيل پيش افتاده‌اند . ( 19 ) درد و سختى ، مرا بشدّت رنجور كرده ، نابودم ساخت و لاغرى و رنجورى ، حقيقت پنهان مرا هويدا نمود .