شرح
( 8 ) پيش از آنكه محبت ، بقيهء وجود مرا - كه بدان تو را توانم ديد - فانى سازد ، واپسين نگاه [ مهرآميزت ] را به من بخش .
( 9 ) و اگر ديدارت را از من دريغ مىدارى ، با گفتن « نه هرگز » بر گوش من منّت بنه ، كه پيش از من نيز براى ديگران ، در « نه » شنيدن از تو لذّتى بوده است .
( 10 ) نزد من ، مستىام نياز و لازمهاى است براى هشيارى ؛ كه اگر عشق نبود ، جگر من به خاطر آن نياز پاره پاره نمىشد .
( 11 ) اگر آنچه مرا مىرسد ، كوهها را مىرسيد - و لو آنكه طور سينا هم با آنها بود - پيش از دريافت تجلّى از هم فرومىپاشيدند .
( 12 ) [ آنچه مراست ] عشقى است كه اشكى پرده در آن است و شور وجدى است كه شعلهها از آن سر مىكشند و دردهاى آن مرا به هلاكت مىافكنند .
( 13 ) طوفان نوح ، اشكهاى مرا به هنگام نوحهگرى ماند و زبانه كشيدن آتش ابراهيم چون سوز و گداز درونم باشد .
( 14 ) اگر آه من نمىبود ، اشكهايم مرا غرقه كرده بود و اگر اشكهايم نبود ، آهم مرا سوزانده بود .
( 15 ) حزن و اندوه من به قدرى است كه يعقوب ، در برابر اندكى از آن شكوه كرد و همگى بلاهاى ايوب ، تنها بخشى از مصيبت من بود .
( 16 ) آخر چيزى كه عاشقان را به هلاك مىاندازد ، قسمتى است از آنچه در آغاز محنت ديدم .
( 17 ) اگر گوش راهبر كاروان عشق مىشنيد آه دردآلود مرا كه ناشى از آلام بيماريهايى است كه به پيكرم آسيب رسانده ،
( 18 ) هرآينه درد و رنج من به ياد او مىآورد آزار زندگى سخت كسانى را كه از كاروان واپس ماندهاند در حالى كه شتران با آواز رحيل پيش افتادهاند .
( 19 ) درد و سختى ، مرا بشدّت رنجور كرده ، نابودم ساخت و لاغرى و رنجورى ، حقيقت پنهان مرا هويدا نمود .