سلوك و عبوديت به مرتبه ربوبيت رسيدند ، اين است كوه به كاهى دادن ، يعنى از مرتبهء كاه به مرتبهء كوه رسيدند .
برو اندر پى خواجه به اسرى * تفرج كن همه آيات كبرى
اين بيت اشارت مىشود بر كمال نبى ما ( ص ) و بر ترجيح او بر ساير انبيا ( ع ) ، اسرى كنايت از نهايت و غايت كمال مرتبهء انواع انسان است از جهت وصول برين مرتبهء نبى ما ( ص ) خاتم است و آيات به حسب لغت نشانهاى علامات است ، و مراد از او علامات است ، و مراد از و معلومات است و هر دو لفظ « اسرى » و « كبرى » دلالت مىكند ، بر آنكه مقصود شيخ آن است كه معلومات نبى ما ( ص ) شامل و متناول عين و كون است و جامع تشبيه و تنزيه .
برون آى از سراى ام هانى * بگو مطلق حديث من رآنى
معنى اين بيت نظر به سلوك انبيا عليهم السلام ارشاد سالك داشت كه نفس سالك در مراتب ثلاثه بر مقتضاى طبيعت است و چون از مقتضاى طبيعت برون نيايد و بر مرتبه اطمينان نرسد ، متوجه ربّ حقيقى نمىتواند شد ، از اين جهت نفس مطمئنه مخصّص شد به خطاب
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
، 108 اين زمان به حسب نوافل متوجه شود و به رب حقيقى برسد ، پس آنگاه اگر « من رانى فقد راى الحق » 109 بگويد به قول حق راست باشد ، « لا يزال العبد يتقرب الىّ بالنوافل حتى احبه فاذا احببته كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله فبى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يمشى » 110 و اين حديثى