است مشور و مسلم . معنى نوافل و فرائض چنانچه به خاطر اين فقير آمده بود ، در شرح لمعات ياد كرده شد ، اگر آن ، اينجا موجب تطويل است ، ازاينجهت معنيش تحرير نيافت .
گذارى كن ز كنج كاف كونين * نشين در قاف قرب قاب قوسين 111 112
كونين ، كون وجوب است و كون امكان ، شيخ اشارت مىفرمايد مر سالك را كه مقيد مباش در سلوك ، به حسب عقيده و معارف به يكى از كونين و سفرى كن به اين مقام ، قرب قوسين مقامى است كه نزديك اسماء الهيهء اعيانيه وجوبيه به اسماء كريمه امكانيه مع بقاء الاثنينية و التميز ، و سبب بقاء تميز و اثنيه وجود متوهم اضافى سالك است كه معبر است به برزخ اكبر . هرگاه كه وجود متوهم اضافى سالك در نظر سالك عارف محو شود ، قوسين وجوب به قوس امكان متحد گردد ، و اين مقام قرب او ادنى است ، و اين معنى را اكابر در صورت اين دايرهء محسوس ، كنايت است از وجود مطلق كه شامل واجب است و ممكن و خط فاصل كه قوس الاكبر وجوب را از قوس امكان جدا ساخته است ، وجود متوهم اضافى سالك است كه معبر است به برزخ ، اگر هرگاه كه خط وهم محو شود ، قوس وجوب به قوس امكان بياميزد ، و دوگانگى بر طرف شود ، و به وحدت صرف قرار گيرد .
چو ممكن گرد امكان برفشاند * بجز واجب دگر چيزى نماند
اداى همين معنى مىكند چنان كه گفته شد در موضع خود ، بعد از تقرير اين معنى كه در صورت دايرهاى ظاهر و آشكارا ساختهاند ، مقام قرب