كليه اين كتاب كلى است ، همچو حروف اين كتاب مكتوب است و اعراض اين كتاب مكتوب است كلى ، كه آن تعينات و تشخصات است ، همچو اعراب اين كتاب مكتوب است ، و هر عالمى از عوالم هيجدهگانه اين كتاب كلى چون سورهء خاص اين كتاب مكتوب است . غرض شيخ آن است كه كتاب معقول را كه هر يكى عالمى است ، و مراتبش را در صورت محسوس به قاعدهء كليه روشن و مبيّن گرداند ، بعد از اين تعداد مىفرمايد ، و عوالم هيجدهگانه را كه اصول كتاب كلى است و آن اين است .
هر عالمى از عوالم هيجدهگانه نيز مشتمل است بر صور و معانى لا نهايت لها ، و وجود انسان كامل نهايت و غايت و علت غايتى اين عوالم است ، زيرا كه وجود او به حسب ظاهر نيز بعد از عوالم هيجدهگانه است و سير و سفر عوالم هيجدهگانه بر او منتهى مىشود .
نخستين آيتش عقل كل آمد * كه در وى همچو باى بسمل آمد
يعنى اوّل چيزى كه از مبداى فياض ، فايض شده و به وجود آمده ، بىواسطه عقل كل است ، و همچو باء بسمل يعنى در تعين ثانى تحقق يافت .
دوم نفس آمد كل آيت نور * كه چون مصباح شد از غايت نور 114
يعنى از جهت ظهور نور ظاهر و باطن نفس كل ، همچو مصباح پرروغن است كه آسمان و زمين و ما فيها كه مظاهر خزينه اويند هويدا شد .
سيم آيت در او شد عرش رحمان * چهارم آية الكرسى همىدان
پس از وى جرمهاى آسمانى است * كه در وى سورت سبع المثانى است 115